نکاتی راهگشا درباره فرگشت
تعبد یا تعقل؟ تأملی در اولویت‌های آموزش و فرهنگ‌سازی
سخنرانی اینترنتی با موضوع اخلاق دینی یا دین اخلاقی
دایره مدارا و گذشت امیر مؤمنان (علیه‌السلام)
آیا علی (علیه‌السلام) فرموده‌ به ایرانی‌ها سلام نکنید؟
مهدویت از نگاه اهل سنت
خدایی که کمک نمی‌کنه چرا باید باشه؟
نگاهی نو به فضیلت‌های اخلاقی در کتاب کافی
آیا علم، اسلامی و غیر اسلامی دارد؟
جشنواره الکترونیکی پیشوای مرتضی
دو نگاه متفاوت به دین و اخلاق
نگاهی نو به معیار رفتار اخلاقی
من نماز نمی‌خونم
گفتگویی درباره ویژگی‌های خدا و فلسفه عبادت او
گفتگویی درباره برهان علیت
اسلام موروثی از گاوپرستی موروثی بهتر است؟
الگوی پایبندی به احکام خدا
تأملی در احادیث طینت
انسان عقلگرا بنده خدا نیست؟
برنامه‌های دهه اول محرم
یعنی می‌گید شیعه بشم؟
چرا بعضی از عاقلان وجود خدا را نمی‌پذیرند؟
گفتگویی اعتقادی در دفاع از تشیع
چی فکر می‌کردیم چی شد
گفتگویی درباره سود و زیان روزه‌داری
پی دی اف متن گفتگوهای خردگاه
پرسشی درباره کارگزاران امام علی علیه‌السلام
چگونه خدا را احساس کنیم؟
جایگاه خدا در طبیعت
آیا ادیسون به جهنم می‌رود؟


 

 

 

نکاتی راهگشا درباره فرگشت

08/06/1393

 
 
   

 

فرگشت یا تکامل زیستی یکی از دیدگاه‌هایی است که از هزاران سال پیش در زمینه منشأ پیدایش انسان و دیگر موجودات مطرح بوده و در دوره‌های اخیر با تلاش زیست‌شناسانی چون چارلز داروین، شواهد علمی قوی‌تری پیدا کرده و به‌عنوان نظریه‌ای غالب در محافل علمی پذیرفته شده است.

اساس این نظریه بر پایه دو اصل «انتخاب طبیعی» و «جهش تصادفی» قرار گرفته که مفهوم آنها این است که جهان پیچیده و شگفت‌انگیزی که در آن قرار داریم، از موجود یا موجوداتی ساده و ابتدایی آغاز شده و در فرایندی بسیار طولانی به‌صورت تصادفی به نقطه کنونی رسیده است.

این مطلب، حربه‌ای به‌ظاهر کارآمد را در اختیار خداناباوران و مخالفان مذهب قرار داده تا تبلیغات ضد دینی گسترده‌ای را در رسانه‌های گوناگون و شبکه‌های اجتماعی سازمان دهند و ذهن‌هایی را درگیر و منحرف سازند. این تبلیغات معمولاً در دو محور پیگیری می‌شود: نخست، توجیه تصادفی بودن نظم موجود در جهان که نیاز به خالقی تدبیرکننده را منتفی می‌سازد و دوم، نادرست بودن آموزه‌های ادیان در زمینه خلقت یک‌باره و ابتدایی بشر از دو انسان خاص به نام آدم و حوا.

در این باره باید به چند نکته توجه داشت:

۱ـ هیچ‌یک از نظریه‌های پذیرفته شده در علوم تجربی را نمی‌توان نهایی و یقینی دانست و با وجود بهره‌گیری عملی از این یافته‌های مفید و کارآمد، همواره باید به‌موازات پیشرفت دانش بشر، تکامل و تغییر آنها را محتمل دانست.

۲ـ تا زمانی که شاهدی بر ابطال یک نظریه‌ علمی نداشته باشیم، نمی‌توانیم به‌استناد برداشتمان از ظاهر متون دینی، آن نظریه را نادرست اعلام کنیم. چرا که این برداشت‌ها نیز ممکن است تکامل و تغییر پیدا کند.

۳ـ بر اساس نظریه فرگشت، حرکت و تغییری مستمر در موجودات جهان جریان دارد. از آنجا که هیچ حرکتی بدون محرک و عاملی بیرونی رخ نمی‌دهد، باید به این فکر کنیم که چه عاملی این فرایند زیبا و شگفت‌انگیز را رقم زده است؟

۴ـ تصادفی دانستن پدیده‌ها کاملاً نسبی است و کسی که عامل پدیده‌ای را نمی‌شناسد، آن را اتفاقی تصور می‌کند. چه‌بسا با افزایش دانش بشر، راز جهش‌ و فرایندی که اکنون تصادفی به‌نظر می‌رسد آشکار گردد.

۵ـ قرآن و دیگر کتب آسمانی در پی آموزش زیست‌شناسی و مسائل علمی نبوده‌اند. هدف اصلی ادیان الهی، توسعه و تقویت اخلاق و ارتقای جهت‌گیری و معنای زندگی است. لذا نباید انتظار داشت این‌گونه جزئیات، به‌ویژه در دوره‌ای که سطح دانش و درک بشر بسیار پایین بوده، در قرآن توضیح داده شود. البته حقایق علمی فراوانی در قرآن وجود دارد که بسته به آگاهی‌های بیرونی می‌توان به گوشه‌ای از این دریای بی‌پایان دست یافت.

 

نکات شما(0)

تعبد یا تعقل؟ تأملی در اولویت‌های آموزش و فرهنگ‌سازی

25/05/1393

 
 
   

 

بسیاری از ما مذهبی‌ها ترویج مناسک و تعبد دینی را مهم‌تر از عقل‌گرایی و روحیه نقد و بررسی علمی می‌دانیم. لذا اگر کسی از تقدم عقل و اخلاق بر دین سخن بگوید، نگران و آزرده می‌شویم. اما آیا قرآن و پیشوایان حقیقی دین، این نوع نگاه و چنین احساسی را تأیید می‌کنند؟

برای درک این موضوع کافی است به نخستین و مهم‌ترین حکم شرعی که در ابتدای رساله‌های عملیه همه مراجع تقلید آمده توجه کنیم و لوازم گسترده آن را در نظر بگیریم. بر اساس این حکم عقلانی و اجماعی، همه انسان‌ها موظفند باورهای خود را با تحقیق و بررسی منطقی انتخاب کنند. معنای چنین حکمی این است که در اعتقادات نمی‌توان تقلید کرد و هر کس باید همان چیزی را که به نظر خودش درست می‌رسد مبنا قرار دهد.

یکی از لوازم این مسئله، اولویت تعقل نسبت به تعبد است. چرا که بر این مبنا، تعبدی که بر پایه فکر و انتخاب نباشد، ‌ارزشی ندارد و نتیجه‌ای که از عقلانیت حاصل شود، حتی اگر خطایی ناخواسته در آن راه یافته باشد، ارزشمند و پذیرفتنی است.

اگر این اولویت را بفهمیم و مبنای رفتارها و روش‌های خود قرار دهیم، تحول بزرگی در شیوه دینداری ما پدید خواهد آمد و برنامه‌های فرهنگی و آموزشی نهادهای مذهبی را با نگاهی متفاوت طراحی خواهیم کرد.

به نظر شما اگر در دهه‌های گذشته همین نکته در کانون فعالیت‌های فرهنگی قرار می‌گرفت و روحیه انتقادی و خردگرایی بیش از ظواهر و مناسک دینی به نسل جدید آموزش داده می‌شد، شرایط مذهبی جامعه چه تفاوتی با آنچه امروز مشاهده می‌کنیم داشت؟ آیا فروغ دین کمتر از شرایط فعلی بود یا بیشتر می‌شد؟

 

پاسخ شما(1)

سخنرانی اینترنتی با موضوع اخلاق دینی یا دین اخلاقی

09/05/1393

 
 
   

 

در ماه مبارک رمضان به دعوت جمعی از دانشجویان ایرانی مقیم ژاپن در محل رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در توکیو جلساتی برگزار می‌‌‌شد که سخنرانی و پرسش و پاسخ آن بر عهده اینجانب گذاشته شده بود و من از طریق ارتباط آن‌لاین اینترنتی در خدمت این عزیزان بودم و مباحثی را در زمینه رابطه دین و اخلاق تقدیم کردم.

فایل‌های صوتی این برنامه در
کانال اینجانب با نام «سید حمید حسینی» در یوتویوب و نیز کانال «سید حمید حسینی» در آپارات منتشر شده است.

برای مشاهده مجموع اطلاعات مربوط به این جلسه اینجا را کلیک کنید.

 

نقد و نظر(0)

دایره مدارا و گذشت امیر مؤمنان (علیه‌السلام)

28/04/1393

 
 
   

 

ترم گذشته در یکی از پرسش‌های آزمون درس «سیره پیشوایان دینی» از دانشجویان پرسیده بودم:

عفو و گذشت امیر مؤمنان (علیه‌السلام) کدام گزینه را در بر نگرفت؟
الف) فتنه‌گران.      ب) دشمنان توطئه‌گر.      ج) قاتل ایشان.         د) هیچ‌کدام.

به نظر شما پاسخ صحیح کدام گزینه است؟
بخش مربوط به پاسخ پرسش را از جزوه این درس نقل می‌کنم تا ببینید آیا مطالعه آن تغییری در نظرتان ایجاد می‌کند؟
.
.
منش امام علی علیه‌السلام چه در برخوردهای شخصی و چه در جایگاه فرمانروایی، سرشار از گذشت و بزرگواری بود؛ تا جایی که حتی فتنه‌گران و پیمان‌شکنانی را که در جامعه آشوب و خون‌ریزی به‌پا کرده بودند نیز در بر گرفت. در جریان جنگ جمل، با آنکه جنایات ناکثان، موجب ریخته شدن خون هزاران تن شده بود، وقتی آنها در جنگ با آن حضرت شکست خوردند، مشمول گذشت ایشان قرار گرفتند. عبدالله تمیمی می‌گوید: به‌خدا سوگند، اصحاب على را ديدم كه در جنگ جمل به شتر رسيده بودند و كسى فرياد زد: شتر را پِى كنيد، و آنها شتر را پِى كردند و آن بر زمين افتاد. بلافاصله على ندا در داد: «هر كه سلاح بر زمين افكند، در امان خواهد بود و هر كه به خانهٔ خود برود، در امان خواهد بود.» به خدا سوگند! با گذشت‌تر از على نديده‌ام.

دایره این مدارا و تحمل به‌حدی گسترده بود که دشمنان توطئه‌کننده علیه حکومت او نیز داخل آن قرار می‌گرفتند. لذا وقتی ابن‌عباس به امام پیشنهاد کرد طلحه و زبیر را که در صددند به مکه بروند و از آنجا زمینه شورش و عصیان را فراهم آوردند، زندانی کند و جلوی فتنه آنها را بگیرد، آن حضرت به این پیشنهاد تن نداد. چرا که آن را ظلم می‌شمرد و مجازات قبل از جرم را ناعادلانه می‌دانست.

بزرگواری و گذشت امیر مؤمنان علیه‌السلام حتی قاتل او را نیز در بر گرفت. چرا که وقتی ابن‌ملجم مرادی دستگیر شد، ایشان درباره خوراک و بستر او سفارش می‌کردند و مانع هر گونه بدرفتاری با او شدند.

 

یا علی(1)

سایر صفحات وبلاگ : 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  ...  »

 

 
صفحه اصلی
جلسات هفتگی توحید
ساختار کتاب توحید
بايگانی مطالب
ارتباط

فیس‌بوک
گوگل پلاس
پروفایل در کلوب
وبلاگ تـعـلـیـــــم

لوگوی وبلاگ:

طراح: پیرمغان
نرم‌افزار: مسیرکمپ2

 

 
 

پشتیبانی

687