خلافت مردم
فتنه
آزمون انتخابات
تقلید خوب است یا بد؟
آیا هر کس شیعه نیست به جهنم می‌رود؟
اشتباهی در رابطه با شیطان
امامت و مردم‌سالاری
نقدی بر مهم‌ترین دلیل اهل سنت
بازگشت
گفتگویی در مورد عدل خدا
عرش الهی (تحقیق دانشجویی)
هدف خلقت (تحقیق دانشجویی)
توضیحی در مورد جلسات شرح کتاب توحید صدوق
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (2)
جلسۀ اینترنتی شرح کتاب توحید صدوق
تامل در برخی عزاداریها
باید تسلیم باشیم
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (1)
مروری بر گذشته‌ها
تو رو چه به نت برو روضه!
جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم (ص)
حس‌گرایی
دلایلی برای بی‌اعتقادی
چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم؟
اهمیت عقیده
گفتگویی در رابطه با وجود و یگانگی خداوند
جایگاه عقل
آقا من خدا رو گم کردم!
هدایت به امر
عالم امر


 

 

 

خلافت مردم

03/05/1388

 
 
   

 

 

در این که انسان و تمامی موجودات، تحت ولایت مطلق و حاکمیت انحصاری خداوند قرار دارند تردیدی نیست و همۀ معتقدان به توحید بدون هیچ اختلافی خداوند متعال را تنها منشا اصیل حق می‌دانند. بیشتر اختلافات از برداشت‌های گوناگون دربارۀ نحوۀ اعمال حاکمیت الهی در صحنۀ اجتماع آغاز می‌شود. در این زمینه دو نوع نگاه کلی وجود دارد:
یک دیدگاه بنا را بر قصور انسان در تشخیص مصالح و ناتوانی او در ادارۀ صحیح اجتماع می‌گذارد و برای مردم حق و اختیاری جز پذیرش آنچه از طریق اولیای دین تعیین می‌شود قائل نیست. بر اساس این دیدگاه مردم در موضوعات سیاسی و اجتماعی حق تصمیم‌گیری و اعمال نظر ندارند و همواره باید منتظر تعیین تکلیف از سوی پیشوایان دینی باشند. بر این مبنا رهبران جامعه، چه پیامبران و امامان معصوم و چه جانشینان دین‌شناس آنها، هرگز در معرض انتقاد، اعتراض یا نظارت مردم قرار نمی‌گیرند و درستی رفتار آنها از راه‌های دیگری چون عصمت یا عدالت حاکمان تامین می‌شود.
دیدگاه دوم انسان را موجودی دارای اندیشه و اختیار می‌داند که خداوند او را جانشین خود در زمین قرار داده و حق تعیین سرنوشت و انتخاب نوع زندگی اجتماعی را به وی واگذار کرده است و از او می‌خواهد با مشورت و همکاری نسبت به نحوۀ ادارۀ امور عمومی تصمیم‌گیری و بر عملکرد حاکمان نظارت کند. در این دیدگاه انسان دارای کرامت، تشخیص و توان ادارۀ‌ جامعه شناخته می‌شود و تمامی افراد جامعه (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) در این زمینه برخوردار از حق به شمار می‌آیند و جلب رضایت آنها بر حاکمان واجب است.
اگر چه هر یک از این دو دیدگاه طرفدارانی متکی به استدلال‌‌های متعدد دارد اما اثبات درستی دیدگاه دوم و انطباق آن با آیات قرآن و احادیث اسلامی کار چندان دشواری نیست. برای این منظور کافی است مروری بر آیاتی چون آیۀ 30 سورۀ بقره، 165 سورۀ انعام، 39 سورۀ فاطر و بسیاری دیگر از آیات قرآن داشته باشیم که همگی تصریح می‌کنند خداوند انسان را به عنوان خلیفۀ خود در زمین قرار داده و به او کرامت و آزادی بخشیده است. وقتی این آیات را در کنار آیاتی چون آیۀ 71 سورۀ توبه که حق نظارت و اعتراض را برای همۀ مؤمنان ثابت می‌کند و آیۀ 38 سورۀ شوری که امور اجتماعی را شورایی می‌داند و آیۀ 25 سورۀ حدید که برپایی نظام عادلانه را بر عهدۀ مردم می‌گذارد قرار می‌دهیم و سیرۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مشورت با اصحاب و احادیث امیر مؤمنان (علیه السلام) دربارۀ لزوم انتقاد به امام و نیاز حاکم به مشورت را کنار آن می‌گذاریم موضوع کاملا روشن می‌شود.
البته این نوع نگاه هیچ منافاتی با ولایت مطلقۀ رسول خدا و امامان معصوم ندارد و حتی ولایت فقیه عادل نیز دقیقا در همین چارچوب تعریف می‌شود. چرا که مردم در عین خلافت، کرامت و آزادی، وقتی دین را بر می‌گزینند خود را موظف می‌دانند از حاکم تعیین شده از طرف خدا پیروی کنند و اگر در دستورات دین شرایطی برای حاکم گذاشته شد، به آن شرایط پایبند باشند.

 

دیدگاه(127)

فتنه

09/04/1388

 
 
   

 

 

 

یکی از ویژگی‌های شرایط فتنه این است که حق و باطل به هم آمیخته می‌شود و راه درست را به آسانی نمی‌توان شناخت. اساسا اگر حق به صورت خالص در برابر مردم قرار بگیرد دیگر جایی برای اختلاف باقی نمی‌ماند و اگر باطل بدون نقاب حق چهرۀ خود را نشان دهد هیچ عاقلی به دنبال آن راه نمی‌افتد. همواره فتنه‌گران برای رسیدن به امیال خود، حق و باطل را به‌گونه‌ای می‌آمیزند که امر را بر دیگران مشتبه کنند. اینجاست که اختلافات آغاز می‌شود و انسان در معرض دشوارترین امتحانات الهی قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی آنان که صداقت و اخلاص دارند به هیچ راهنمایی جز علم و یقین اعتماد نمی‌‌کنند. اگر این یقین آنان را به حق مطلق و معصوم از خطا رساند با خیال راحت خود را به او می‌سپارند. در غیر این صورت تنها در موضوعاتی که در دسترس عقل و دانش آنهاست به خود اجازۀ قضاوت، موضع‌گیری و اقدام می‌دهند و در سایر مسائل سکوت می‌کنند تا ناخواسته به عاملی برای سواری گرفتن و منفعت‌طلبی فتنه‌گران تبدیل نشوند.
هر گاه دیدیم در موضوعات گوناگون به آسانی اظهار نظر و موضع‌گیری می‌کنیم، در متهم ساختن دیگران پروایی نداریم، قضاوت در مورد افراد را حق مسلم خود می‌دانیم، برای رسیدن به اهدافی که آنها را حق و مقدس می‌دانیم از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنیم و نظر سران گروه و جناح خود را بی‌چون و چرا می‌پذیریم تردیدی نداشته باشیم که موج فتنه ما را با خود برده است و در برخی از آزمون‌های زندگی مردود شده‌ایم.
تنها راه رهایی از این گرداب پناه بردن به خداوند متعال و سوار شدن بر کشتی دانش است. در حدیثی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که آن حضرت فرمودند:
به زودی فتنه‌هایی پیش خواهد آمد که بر اثر آنها انسان صبح می‌کند در حالی که ایمان دارد و روز خود را به پایان می‌برد در حالی که کافر شده است، مگر آن کس که خداوند او را با دانش زنده کرده باشد.

 

چاره‌اندیشی(78)

آزمون انتخابات

14/03/1388

 
 
   

 

    

به دلایل گوناگون بنا نداشته‌ام در صف‌بندی‌های انتخاباتی و جناحی وارد شوم و همچنان اعتقاد دارم ورود به چنین عرصه‌هایی برای کسانی که وظایف مهم‌تر فرهنگی بر عهده دارند به کار اصلی آنها لطمه می‌زند. به‌ویژه آن‌که معمولا در این رقابت‌ها شاهد تقابل حق و باطل نیستیم و مانند همین دوره از انتخابات، افراد و جریان‌هایی با هم رقابت می‌کنند که همگی خدماتی را در کارنامه و پیشینۀ خود ثبت کرده‌اند و چه بسا اشتباهاتی نیز داشته‌اند. بر این اساس نباید حضور و حتی پیروزی یکی از این سلیقه‌ها و دیدگاه‌ها را مایۀ به خطر افتادن دین یا کشور دانست و با همین بهانه اصلی را که به آن اشاره کردم نقض کرد. اما متاسفانه این روزها شاهد مسائلی هستیم که نه تنها خطری جدی برای کشور به حساب می‌‌آید، بلکه فرهنگ،‌ دین و اخلاق را نیز در معرض آسیب‌هایی غیر قابل جبران قرار داده است. در این شرایط بی‌تفاوتی و سکوت را نشانۀ بی‌توجهی به مسئولیت‌‌های دینی و فرهنگی می‌دانم و ناچارم چند سطری را به این موضوع اختصاص دهم.
اگر چه معمولا رقابت‌های جدی انتخاباتی با بداخلاقی‌هایی همراه است اما در هیچ دوره‌ای تا این حد شاهد پرده‌دری و بی‌اعتنایی به اخلاق و ارزش‌ها و بدنام کردن مقدسات نبوده‌ایم. البته همین که سخن از لزوم رعایت اخلاق به میان می‌آید باز هم طرفداران هر یک از نامزدها همین موضوع را بهانه‌ای برای متهم کردن طرف مقابل قرار می‌دهند و حب و بغض‌ها و تعصب‌ها به آنها اجازه نمی‌دهد اشکالات کار خود و دوستانش را ببینند و بپذیرند. من هم انتظار ندارم کسی به خاطر حرف من دست از سلیقه و اعتقادات خود بردارد و اساسا اصل انتخابات را مهم‌تر از نتیجۀ آن می‌دانم. اما می‌توان به صورت جدی از دوستان متدین و مذهبی انتظار داشت که در شکستن حرمت‌ها، دروغ‌پردازی‌، شایعه‌سازی، متهم کردن دیگران، توهین، تمسخر و بسیاری دیگر از بی‌تقوایی‌ها و بی‌اخلاقی‌ها شریک نشوند و دست کم از چنین اقداماتی حمایت نکنند.
ما ادعای پیروی از مکتبی را داریم که حرمت آبروی مؤمن را بالاتر از کعبه می‌داند و غیبت را به آن دلیل بدتر از فحشا دانسته است که غیبت‌شونده در آنجا امکان دفاع از خود را ندارد. کتاب ما قرآنی است که تاکید می‌‌کند تا به موضوعی یقین پیدا نکرده‌ایم به دنبال آن راه نیفتیم. ما خود را پیرو پیشوایانی می‌دانیم که کار کسانی که هر چه می‌شنوند برای دیگران نقل می‌کنند را مساوی با دروغگویی دانسته‌اند. افتخار ما پیروی از آیینی است که به ما توصیه می‌کند اصل را پاکی و بی‌گناهی همگان بدانیم و حتی برای غیر مسلمانان احترام قائل باشیم. پس چگونه است که به خود اجازه می‌دهیم به آسانی کسانی را که سلیقه‌ای متفاوت با ما دارند متهم کنیم و یا اتهاماتی را که دیگران مطرح می‌کنند بدون تحقیق منتشر سازیم؟
مراقب باشیم این رقابت‌های زودگذر، ایمان، صمیمت و رفاقت‌های ما را نابود نکند و مشمول این حدیث رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نشویم که فرمودند: بیشترین حسرت را در روز قیامت کسی خواهد خورد که آخرت خود را به دنیای دیگران فروخته باشد.

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

این بحث در بخش دیدگاه‌ها به صورت گفتگو با دوستان ادامه دارد. امیدوارم در سایۀ گفتگوی دوستانه بتوانیم نتایج بهتری به دست آوریم.

 

دیدگاه شما(207)

تقلید خوب است یا بد؟

16/12/1387

 
 
   

 

 

یکی از موضوعاتی که این روزها وقتی آن‌لاین هستم زیاد از من پرسیده می‌شود مسئلۀ تقلید در احکام شرعی است. به عنوان نمونه یکی از گفتگوهایی را که در این زمینه داشتم اینجا ملاحظه کنید.
دغدغه‌ها و ابهامات فراوانی که در این زمینه مطرح می‌شود نشان می‌دهد این موضوع آن‌گونه که باید برای جوانان و اقشار گوناگون جامعه تبیین نشده و برخی مشکلات و حاشیه‌ها هم کار را دشوارتر کرده است. بر این اساس به نظرم رسید چند نکته‌ای در این زمینه تقدیم کنم. امیدوارم این نکات در روشن شدن موضوع و رفع برخی دغدغه‌ها مفید باشد:
1. تقلید در دیدگاه عقل، در فرهنگ بشری و حتی در متون دینی معمولا مذموم و ناپسند شمرده شده و با صفاتی چون کورکورانه و میمون‌وار همراه است. هر انسان هوشمندی دوست دارد خودش بفهمد، تشخص دهد و انتخاب کند و از این که دیگران برای او تصمیم بگیرند متنفر است. قرآن نیز بارها افراد و اقوامی را به دلیل تقلید از بزرگان و پدرانشان مذمت و ملامت کرده است.
2. مطلوب بودن تشخیص و انتخاب آگاهانه و نامطلوب بودن تقلید و پیروی کورکورانه هیچ حد و مرزی ندارد و هر انسان خردمندی در همۀ امور آن راه و روشی را که خود می‌پسندد آزادانه انتخاب و آن‌گونه که دوست دارد زندگی می‌کند. در نگاه اسلام نیز همگان در برابر راه و روشی که انتخاب کرده‌اند مسئول‌اند و هیچ کس حق ندارد عملکرد، اجبار یا توصیۀ دیگران را به عنوان توجیهی برای رفتار و منش خود بداند.
3. کسی که تشخیص داده نیازی به دینداری ندارد طبعا با روش دینداری نیز کاری نخواهد داشت. اما آن کس که عقلش حکم می‌کند برای دینداری و زندگی عمیق‌تر نیازمند شناخت راهنمایی‌ خدا و فرستادگان اوست، چاره‌ای جز تلاش برای به دست آوردن این راهنمایی‌ ندارد.
4. شناخت دستورالعمل و نسخه‌های دین در انحصار هیچ گروه و طبقه‌ای نیست و هر کس می‌تواند با مراجعه به قرآن و احادیث آنچه را از این متون برداشت می‌کند ملاک رفتار دینی خود قرار دهد. اگر چه این کار نیازمند تخصص و دانش لازم برای تشخیص درست متون معتبر دینی و فهم دقیق منظور آن است؛ ولی به دست آوردن این تخصص برای هیچ کس ممنوع نیست.
5. همان‌گونه که تقلید کورکورانه کاری مذموم و مخالف با عقل است، اظهار نظر بدون تخصص و رفتار بی‌مبنا نیز کاری نابخردانه شمرده می‌شود. بر این اساس همۀ عقلا در جایی که عقلشان تشخیص می‌دهد تخصصی در آن زمینه ندارند، خود را موظف به مراجعه به متخصص می‌دانند.
6. اگر چه هر کسی حق دارد در هر موضوعی یا خودش تخصص پیدا کند یا به متخصص آن رشته مراجعه کند، اما بخش‌هایی از دینداری از این قاعده مستثنی است و هیچ کس حق ندارد در اصول دین از کسی تقلید یا به استناد نظر متخصصی تصمیم‌گیری کند. همۀ فقیهان و دانشمندان اسلامی نیز به این نکته تصریح کرده‌اند.
7. شناسایی جزئیات و فروع دین و به دست آوردن فهم دقیق از متن قرآن و احادیث معتبر، نیازمند تخصص در علوم گوناگون و سالها تلاش علمی است. کسانی که برای آنها مقدور است این تخصص را به دست آورند و شخصا در متون دینی تحقیق کنند، در این بخش از دینداری نیز بر اساس تشخیص و انتخاب خود عمل می‌کنند و نمی‌توانند به متخصص دیگری مراجعه داشته باشند.
8. کسانی که به هر دلیل فرصت و امکان تحقیق علمی در متون دینی را ندارند ولی می‌خواهند زندگی خود را بر اساس رهنمودهای قرآن و احادیث تنظیم کنند تنها دو راه در پیش رو دارند: یا بدون علم و تخصص هر چیزی را که به نظرشان رسید خوب است و آنچه را که از این و آن شنیدند به حساب قرآن و احادیث بگذارند که قطعا این کار نادرست و موجب انحراف است و یا این که بر اساس اصول عقلایی به متخصصان این رشته مراجعه کنند.
9. اگر چه مراجعه به متخصصان فروع دین یعنی فقها اصطلاحا تقلید نامیده شده است اما اصل تقلید، تقلیدی نیست. چرا که هر کس در هر موضوع و مسئله‌ای که برایش پیش می‌آید می‌تواند تشخیص ‌دهد که آیا تخصص فهم دیدگاه قرآن و احادیث را در آن موضوع دارد یا نه. پس خودش انتخاب می‌کند که در آن موضوع تحقیق کند یا به متخصص مراجعه نماید. بر این اساس می‌توان گفت: تقلید بد است مگر آن که غیر مقلدانه و از روی آگاهی باشد!
10. هر کس در انتخاب متخصصی که می‌خواهد بر اساس نظر او عمل کند و موضوعی که می‌خواهد در آن تقلید کند آزاد است و تنها در همان حوزه‌ای که آن فرد را متخصص می‌داند موظف به تقلید از اوست. چه بسا تشخیص این باشد که فقیهی تنها در حوزه‌ای از مسائل فقهی برتر از فقیهی دیگر است و تنها در همان حوزه به او مراجعه شود. حتی ممکن است سلیقه و روش سیاسی یا اجتماعی متخصصی مورد پسند نباشد اما به دلیل تخصصش در برخی مسائل از او تقلید کنیم. همان‌گونه که گاهی ناچاریم درمان بیماری خود را به پزشکی بسپاریم که سلایق دیگر او را نمی‌پسندیم.

 

تشخیص شما(16)

سایر صفحات وبلاگ : 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  ...  »

 

 
صفحه اصلی
بايگانی مطالب
ارتباط

پروفایل در کلوب
وبلاگ تـعـلـیـــــم
دانشکده مجازی علوم حدیث
دانشکده علوم حدیث
خانه قدیمی

لوگوی وبلاگ:

طراح: پیرمغان
نرم‌افزار: مسیرکمپ2

 

 
 
547