سکوت!
خلافت مردم
فتنه
آزمون انتخابات
تقلید خوب است یا بد؟
آیا هر کس شیعه نیست به جهنم می‌رود؟
اشتباهی در رابطه با شیطان
امامت و مردم‌سالاری
نقدی بر مهم‌ترین دلیل اهل سنت
بازگشت
گفتگویی در مورد عدل خدا
عرش الهی (تحقیق دانشجویی)
هدف خلقت (تحقیق دانشجویی)
توضیحی در مورد جلسات شرح کتاب توحید صدوق
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (2)
جلسۀ اینترنتی شرح کتاب توحید صدوق
تامل در برخی عزاداریها
باید تسلیم باشیم
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (1)
مروری بر گذشته‌ها
تو رو چه به نت برو روضه!
جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم (ص)
حس‌گرایی
دلایلی برای بی‌اعتقادی
چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم؟
اهمیت عقیده
گفتگویی در رابطه با وجود و یگانگی خداوند
جایگاه عقل
آقا من خدا رو گم کردم!
هدایت به امر


 

 

 

معنای عمیق‌تری از امامت (1)

20/12/1384

 
 
   

 

 


همان‌گونه که در يادداشت قبل گفتم، در برخی از آيات قرآن، سخن از معنای عميق‌تری از امامت به ميان آمده است. همان مقامی که سالها پس از نبوت حضرت ابراهيم (ع) به وی عطا شد. قرار بود کمی در اين باره صحبت کنيم.
يکی از آياتی که به ما در فهميدن اين معنی امامت کمک می‌کند، آيه ۷۳ سوره انبياست. خداوند در اين آيه می‌فرمايد: «و جعلناهم أئمة يهدون بأمرنا» (و ما آنها را امامانی قرار داديم که با امر ما هدايت می‌کنند). شايد در برخورد اول با اين آيه تصور کنيم که مقصود خداوند اين است که آنها به فرمان الهی مردم را هدايت می‌کنند. اما با دقت بيشتر در آيات الهی و توجه به شيوه تفسير قرآن به قرآن متوجه می‌شويم که «امر» در اينجا به معنی فرمان دادن نيست؛ بلکه امر به معنی شأن الهی و وجهه خدايی همه هستی است. در واقع، امر، عالمی ديگر در کنار اين عالم است. خداوند در آيه ۵۴ سوره اعراف می‌فرمايد: «ألا له الأمر و الخلق» (آگاه باشيد که امر و خلق برای اوست). از اين آيه مشخص می‌شود که دو عالم وجود دارد. يکی عالم خلق که همين عالمی است که ما با آن سر و کار داريم؛ و ديگری عالم امر. همان عالمی که آيه ۷۳ سوره انبيا از آن ياد کرده و هدايت امامان را به وسيله آن دانسته است.
پس برای اين که معنای امامت را بهتر بفهميم چاره‌ای جز اين نيست که ابتدا معنی «امر» را متوجه شويم. چرا که مهم‌ترين ويژگی‌ای که در این آيه برای امام ذکر شده، هدايتگری او با «امر» است.  در يادداشت بعدی به ياری خداوند تلاش خواهم کرد مفهوم امر و هدايت به امر را توضيح دهم. خوب است شما هم در اين فرصت با مراجعه به کشف‌الآيات يا جستجوی رايانه‌ای، آياتی که کلمه امر در آن آمده است را مرور کنيد.

 

یافته‌های شما(4)

امامت (2)

10/12/1384

 
 
   

 

 

در يادداشت قبل گفتيم که ادعای اصلی شيعه و معنای مورد اختلاف با اهل سنت اين است که امامت مقامی در حد نبوت (البته بدون وحی) و وظيفه‌ای در استمرار رسالت پيامبر است. اکنون می‌خواهيم با معنای عميق‌تری از امامت آشنا شويم. کسانی که با قرآن آشنا باشند می‌دانند که قرآن در برخی از آيات خود معنای متفاوتی را از امامت مطرح می‌کند. يکی از اين آيات، آيه ۱۲۴ سوره بقره است. در اين آيه خداوند پس از يادآوری ابتلا و آزمايشهای دشوار حضرت ابراهيم (عليه‌السلام) می‌فرمايد وقتی آن حضرت از اين آزمايشها سربلند بيرون آمد، او را به مقام «امامت» برگزیديم و به او خطاب شد: «انی جاعلک للناس اماما».
شکی نيست که اين جريان در دوران پيامبری حضرت ابراهيم اتفاق افتاده است. زيرا از طرفی می‌دانيم که بر اساس آيات قرآن، او تا دوران پيری فرزندی نداشته و از سوی ديگر يکی از آن آزمايشها، فرمان بريدن سر فرزند دلبندش اسماعيل بوده است. پس او در شرايطی که از سالها پيش به مقام نبوت رسيده بود، به خاطر موفقيت در امتحاناتی بزرگ به مقام امامت نيز می‌رسد. لذا نمی‌توان امامت مطرح شده در اين آيه را به معنی نبوت يا مقامی در حد آن دانست. اين چه مقامی است که به آسانی در اختيار پيامبران بزرگ خدا نيز قرار نمی‌گيرد و آنها هم برای رسيدن به آن بايد آزموده شوند؟
آيات ديگر قرآن به زيبايی اين مقام را تشريح و توصيف کرده‌ است. اما پيش از بيان اين آيات، خوب است فرصتی را به انديشه بيشتر در اين باره اختصاص دهيم. به ياری خداوند، پس از بهره‌گيری از نظرات شما اين معنای عميق و زيبا را بيان خواهم کرد. شما چه فکر می‌کنيد؟

 

 

شما چه فکر می‌کنید؟(5)

امامت (1)

01/12/1384

 
 
   

 

 مدتها پیش بحثی را در مورد معنای امامت در وبلاگ مطرح کردم. با توجه به اهمیت این موضوع بنا دارم به یاری خداوند بار دیگر آن بحث را طی چند یادداشت مطرح و از نظرات شما در این رابطه استفاده کنم .

پس از رحلت پيامبر بزرگوار اسلام تا کنون، موضوع امامت به عنوان يکی از اصول مذهب تشيع، مهم‌ترين نقطه اختلاف ميان شيعه و اهل‌سنت بوده است. اما در بسياری از موارد تعريف و تحليل دقيقی از اين موضوع وجود ندارد و هر کس بنا به برداشت خود آن را معرفی يا بر سر آن بحث و گفتگو می‌کند. در اينجا به برخی از اين معانی اشاره می‌کنيم:
۱. ولايت سياسی: برخی گمان می‌کنند امامت به معنی حکومت و ولايت سياسی است و می‌گويند شيعه معتقد است پيامبر به عنوان حاکم جامعه اسلامی، حضرت علی را به عنوان جانشين و حاکم بعد از خود معرفی کرد. در حالی که اهل‌سنت معتقدند موضوع حکومت به خود مردم و شورای آنان واگذار شد.
چنين برداشتی از معنای امامت کاملا نادرست و سطحی است. چرا که تنها به گوشه کوچکی از شان حقيقی امامت پرداخته و آن را به موضوعی تاريخی که مربوط به گذشته است و اثر خاصی برای امروز ندارد تبديل می‌کند.
۲. رياست امور دينی و دنيايی مسلمانان: گروهی ديگر معتقدند علاوه بر موضوع حکومت و مسائل دنيايی، امام به عنوان سرپرست امور دينی مردم نيز مطرح است. بر اين اساس، نقطه اختلاف شيعه و اهل‌سنت در اين خواهد بود که آيا بعد از پيامبر، وجود شخصی به عنوان سرپرست امور دينی و دنيايی مردم لازم است يا نه؟ ايشان می‌گويند: شيعه معتقد به امامت به اين معناست ولی اهل‌سنت امامت را با اين تفسير قبول ندارد.
اين در حالی است که با مراجعه به نظرات دانشمندان اهل‌سنت متوجه می‌شويم که آنها نيز وجود امام را به اين معنا کاملا لازم و ضروری می‌دانند و خلفای مورد نظر خود را رئيس امور دينی مردم نيز می‌دانسته‌اند.
۳. منصبی الهی در استمرار نبوت: به نظر می‌رسد معنای دقيق امامت در نظر شيعه اين معنا باشد. چرا که با پايان نبوت و نيامدن پيامبری جديد، اين پرسش مطرح می‌شود که آيا وجود افراد ديگری که دقيقا همان وظايف و اختيارات پيامبر را دارا باشند لازم است؟ پاسخ شيعه به اين سؤال اين است که با توجه به نزول قرآن به عنوان دستورالعملی جامع و فراگير، ديگر نيازی به آمدن پيامبر و وحی جديد نيست؛ ولی با توجه به لزوم بيان و تفسير واقعی قرآن و جلوگيری از انحراف و برداشتهای نادرست، لازم است افرادی ساير وظايف پيامبر را برعهده داشته باشند. بنا بر اين، امام از نظر شيعه فردی است با همان شرايط و ويژگيهای پيامبر که همه وظايف و اختيارات پيامبر (به جز آوردن وحی و پيام آسمانی) را برعهده دارد. طبيعتا چنين کسی بايد مانند پيامبر معصوم و تعيين‌شده از طرف خداوند باشد و تمامی رفتار و گفتار او ذاتا حجت است.

 

 

نقد و نظر شما(7)

سجده بر خاک

30/10/1384

 
 
   

 

 

اخیرا یکی از دوستان پاکستانی‌ام با پرسشی از طرف برخی از علمای اهل‌سنت مواجه شده و از من خواسته است تا پاسخ این پرسش را در اینجا بیان کنم. پرسش این است: «خداوند امر کرده است که ما در هنگام سجده هفت عضو خود را بر زمین بگذاریم. اگر معنای بر زمین گذاشتن اعضا این است که باید آن را بر خاک یا سنگ گذاشت، پس چرا شما شیعیان فقط پیشانی خود را بر خاک می‌گذارید و در مورد دستان و زانوها و انگشتان پا این‌گونه عمل نمی‌کنید؟ و اگر معنای زمین گذاشتن اعضا روی خاک گذاشتن آنها نیست پس چرا اصرار دارید پیشانیتان را بر خاک بگذارید؟»
در پاسخ به این پرسش باید به این نکات توجه کرد:
1. خداوند در قرآن ما را به نماز و سجده امر کرده است اما مانند بسیاری از احکام دیگر تنها به بیان کلیات موضوع اکتفا فرموده و بیان کیفیت و جزئیات آن را به پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) واگذار نموده است. پس این که چگونه باید سجده کرد و در هنگام سجده چه اعضایی باید بر زمین قرار گیرد در قرآن نیامده و ما باید بر اساس دستورالعملی که از پیامبر اکرم به‌دست ما رسیده است عمل کنیم.
2. در احادیث آمده که باید در هنگام سجده هفت عضو بدن روی زمین باشد. مفهوم این روایات کاملا واضح است. با توجه به این که در احادیث شرط خاصی در این مورد ذکر نشده، پس اعضای هفت‌گانه را بر هر جایی می‌توان گذاشت.
3. همان‌گونه که شیوۀ سجود در برخی از روایات بیان شده، پاره‌ای از شرایط سجده نیز در گروه دیگری از احادیث ذکر شده است. بی‌تردید مهم‌ترین رکن سجده قرار گرفتن پیشانی بر زمین است. لذا طبیعی است که در این مورد شرایط خاصی بیان شده باشد. یکی از این شرایط جایز نبودن گذاشتن پیشانی بر اشیای‌ قیمتی و مظاهر دنیایی مانند پوشاک و خوردنیهاست. این شرطی است که در منابع مهم حدیثی اهل‌سنت نیز ذکر شده است.[1]
4. از آنچه گذشت مشخص شد که الزامی به قرار دادن پیشانی بر خاک و سنگ نیست. مهم این است که پیشانی را بر زمین یا آنچه از زمین می‌روید بگذاریم مشروط به این که از اشیای قیمتی یا خوردنی و پوشیدنی نباشد.


[1] به عنوان نمونه در الطبقات‌الکبری جلد 1 صفحۀ 151 و السنن‌الکبری جلد دوم صفحۀ 105 و مصنف عبدالرزاق جلد 1 صفحۀ 401 و کنزالعمال جلد 4 صفحۀ 212 احادیثی در این زمینه وارد شده است.

 

نقد و نظر(11)

سایر صفحات وبلاگ : « 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  ...  »

 

 
صفحه اصلی
جلسات هفتگی توحید
ساختار کتاب توحید
بايگانی مطالب
ارتباط

پروفایل در کلوب
وبلاگ تـعـلـیـــــم
دانشکده مجازی
دانشکده علوم حدیث

لوگوی وبلاگ:

طراح: پیرمغان
نرم‌افزار: مسیرکمپ2

 

 
 
547