سکوت!
خلافت مردم
فتنه
آزمون انتخابات
تقلید خوب است یا بد؟
آیا هر کس شیعه نیست به جهنم می‌رود؟
اشتباهی در رابطه با شیطان
امامت و مردم‌سالاری
نقدی بر مهم‌ترین دلیل اهل سنت
بازگشت
گفتگویی در مورد عدل خدا
عرش الهی (تحقیق دانشجویی)
هدف خلقت (تحقیق دانشجویی)
توضیحی در مورد جلسات شرح کتاب توحید صدوق
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (2)
جلسۀ اینترنتی شرح کتاب توحید صدوق
تامل در برخی عزاداریها
باید تسلیم باشیم
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (1)
مروری بر گذشته‌ها
تو رو چه به نت برو روضه!
جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم (ص)
حس‌گرایی
دلایلی برای بی‌اعتقادی
چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم؟
اهمیت عقیده
گفتگویی در رابطه با وجود و یگانگی خداوند
جایگاه عقل
آقا من خدا رو گم کردم!
هدایت به امر


 

 

 

چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم؟

29/02/1385

 
 
   

 

 

همۀ انسانها در طول زندگی خود در برابر پرسشهای بی‌شماری قرار می‌گیرند. حس کنجکاوی و حقیقت‌جویی در وجود تک‌تک انسانها آنها را وادار می‌کند تا برای رسیدن به پاسخ پرسشهایشان حرکت و تلاش داشته باشند. اما در طول تاریخ همیشه پرسشهایی مهم‌ و بنیادی‌ برای بشر مطرح بوده که بیش از امور عادی و روزمره، ذهن او را به خود مشغول ساخته است. پرسشهایی که از دوران کودکی برای افراد مطرح می‌شود و در دوران جوانی به اوج خود می‌رسد و تا پایان زندگی ذهن آنها را به خود مشغول می‌سازد. پرسشهایی مانند:

· آیا جهان، آفریننده و پدیدآورنده‌ای دارد؟
· این آفریننده کیست و کجاست؟
· هدف و معنای زندگی چیست؟
· بهترین روش برای زندگی و ارتباط با دیگران کدام است؟
· سرانجام ما و دیگر موجودات چه خواهد شد و بعد از مرگ چه سرنوشتی داریم؟
· ... و پرسشهای مهم دیگری که حداقل یک بار به ذهن همۀ انسانها رسیده است.

مولانا بخشی از این دغدغه‌ها را به زیبایی در این دو بیت بیان داشته است:

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می‌روم آخر؟ ننمایی وطنم؟

طبیعی است که روحیۀ کنجکاوی و حس حقیقت‌جویی انسان نسبت به چنین پرسشهای مهمی بی‌تفاوت نباشد. بر هر فرد حقیقت‌جویی لازم است با درک اهمیت و اولویت این مباحث، سرمایه‌گذاری و پیگیری لازم را در این خصوص داشته باشد. به‌ویژه آن‌که این موضوعات می‌تواند همۀ‌ ابعاد زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرار دهد. غفلت، بی‌توجهی و سهل‌انگاری نسبت به این مهم، علاوه بر آن که بی‌اعتنایی به عقل و فطرت انسانی است، ممکن است خسارتهای جبران‌ناپذیری را نیز در پی داشته باشد. اما متاسفانه بسیاری از افراد حوصلۀ فکر کردن در مورد مسائل مهم را ندارند و گرفتاریها، روزمرگیها و لذت‌طلبیها به آنان اجازۀ جدی گرفتن این موضوعات و وقت‌گذاری برای به دست‌آوردن پاسخ این پرسشهای مهم را نمی‌دهد. این است که یا پاسخهای مشهور و سطحی محیط و اطراف خود را می‌پذیرند و به اعتقادی سرسری اکتفا می‌کنند، یا به شیوه‌های گوناگون از مواجهه با چنین پرسشهایی می‌گریزند.
بخش قابل توجهی از کسانی که راحتی و خوشی و لذت بردن از زندگی را بر این دغدغه‌ها ترجیح می‌دهند افرادی هستند که اعتقادی به ملاکهای امتیاز انسان بر حیوان یعنی عقل و گرایشهای متعالی ندارند و انسان را موجودی در حد حیوان می‌دانند. بخش دیگری از مخالفان بحثهای اعتقادی و فلسفی کسانی هستند که بر پایۀ برخی استدلالها این موضع را انتخاب کرده‌اند. به یاری خداوند طی یادداشتهای آینده با دیدگاه این گروه نیز آشنا خواهیم شد.

 

چرا؟(7)

اهمیت عقیده

22/02/1385

 
 
   

 

 

عقیده از ریشۀ «عقد» است. در زبان عربی هر جا مفاهیمی چون گره، پیوند و پیمان بستن مطرح باشد از مادۀ عقد استفاده می‌شود. عقیده را نیز بر همین اساس عقیده نامیده‌اند. زیرا عقیده آن باوری است که به جان انسان پیوند خورده و به آسانی از او جدا نمی‌شود. البته منظور از عقیده، هر نوع باوری نیست. انسان با نگاه به خود و ارتباط با موجودات اطرافش تصورات و باورهای زیادی را به دست می‌آورد. اما بخشی از این باورها، مهم‌تر و زیربنایی‌تر است. به‌گونه‌ای که وقتی در مورد این گروه از باورها دقت می‌کنیم می‌بینیم تمام جنبه‌های زندگی ما تحت تاثیر آن است و با تغییر آن، جهت‌گیری و برنامه‌های زندگی ما نیز تغییر خواهد کرد. منظور ما از عقیده در این مباحث، چنین باورهایی است. باورهایی که به آن باورهای دینی نیز گفته می‌شود.
به نظر شما آیا عقیده _ به معنایی که بیان شد _ مخصوص گروه خاصی است؟ آیا می‌توانیم افراد دارای عقیده را از انسانهای بی‌اعتقاد جدا کنیم؟ آیا شما تا به حال با کسی برخورد داشته‌اید که به هیچ چیزی عقیده نداشته باشد؟ به نظر شما چنین افرادی چه خصوصیاتی دارند؟

واقعیت این است که عقیده یک امر همگانی است و هیچ کس را نمی‌توان پیدا کرد که عقیده‌ای خاص نداشته باشد. کسانی که به وجود خدا اعتقادی ندارند و مذهب را خرافاتی بیش نمی‌دانند نیز به هر حال در مورد مسائل بنیادین زندگی باورهایی را پذیرفته‌اند. همین که می‌گویند: در عالم هستی خدایی وجود ندارد، جز امور مادی و علوم تجربی هیچ چیزی قابل اثبات نیست، جهان دیگری در پس این جهان نخواهد بود و مانند آن، همگی ناشی از باورهایی است که به زندگی، نگاه و رفتار آنها جهت می‌دهد. حتی اگر کسی ادعا کند هیچ عقیده‌ای قابل دفاع و اثبات نیست نیز در واقع یک عقیدۀ‌ خاص را مطرح کرده است. اریک فروم در این زمینه می‌گوید:

«هیچ‌کس نیست که نسبت به دینی نیازمند نباشد و حدودی برای جهت‌یابی و موضوعی برای دل‌بستگی خویش نخواهد. او خود ممکن است از مجموعۀ معتقداتش به عنوان دین، ممتاز از عقاید غیر دینی آگاه نباشد و ممکن است برعکس فکر کند که هیچ دینی ندارد و معنای دل‌بستگی خود را به غایاتی ظاهرا غیر دینی مانند قدرت و پول یا کامیابی فقط نشانۀ علاقه به امور عملی و موافق مصلحت بداند. مساله بر سر این نیست که انسان دین دارد یا ندارد؛ بلکه این است که کدام دین را دارد.»

پس اساسا این پرسش که چه کسی عقیده دارد و چه کسی بی‌اعتقاد است، پرسش صحیحی نیست. پرسش درست و مهم این است که چه عقیده‌ای مطابق با حقیقت و چه عقیده‌ای باطل است. اینجاست که موضوع اهمیت بررسی اعتقادات و لزوم بازنگری در آن مطرح می‌شود.

 

عقیدۀ شما(4)

گفتگویی در رابطه با وجود و یگانگی خداوند

08/02/1385

 
 
   

 

 

یکی دیگر از گفتگوهای اعتقادی که در پیام‌رسان یاهو انجام شد را تقدیم می‌کنم. با این کمی طولانی است اما از آنجا که نکات بسیار مهمی در آن وجود دارد به همۀ دوستان توصیه می‌کنم آن را با دقت بخوانند و مرا از نظرات ارزشمند خود بهره‌مند سازند.

**********:salam
raahnamaa: سلام
raahnamaa: شب شما بخیر
**********:be hamchenin
**********:vaght darid azatoon ye soal beporsam?
raahnamaa: در خدمتم
**********:khob soale man dar vaghe dalile tohide
**********:age ye nafar azatoon beporse chera khoda yekie
**********:shoma ba madrak sabet konid
**********:javabetoon chie

 ادامۀ گفتگو

 

برداشت شما(8)

جایگاه عقل

02/02/1385

 
 
   

 

در یادداشت قبل گفتگویی را در رابطه با خدا و نقش عقل در شناخت او نقل کردم. چند روز پیش یکی از خوانندگان محترم طی نامه‌ای نکاتی را در رابطه با این گفتگو مطرح کرد. بد نیست بخشی از نامۀ ایشان و پاسخ آن را برای اطلاع و اظهار نظر سایر خوانندگان تقدیم کنم:

در نامۀ وی چنین آمده بود:

من متن بحث شما را با فرد ناشناس که در وبلاگتان گذاشته بودید خواندم وشدیدا با شما مخالف هستم .
من شخصا هیچ یک از استدلالهایی را که برای اثبات وجود خدا عرضه می‌شود کامل نمی‌دانم . ولی ... 

ادامۀ مطلب

 

نظرات شما(4)

سایر صفحات وبلاگ : « 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  ...  »

 

 
صفحه اصلی
جلسات هفتگی توحید
ساختار کتاب توحید
بايگانی مطالب
ارتباط

پروفایل در کلوب
وبلاگ تـعـلـیـــــم
دانشکده مجازی
دانشکده علوم حدیث

لوگوی وبلاگ:

طراح: پیرمغان
نرم‌افزار: مسیرکمپ2

 

 
 
515