سکوت!
خلافت مردم
فتنه
آزمون انتخابات
تقلید خوب است یا بد؟
آیا هر کس شیعه نیست به جهنم می‌رود؟
اشتباهی در رابطه با شیطان
امامت و مردم‌سالاری
نقدی بر مهم‌ترین دلیل اهل سنت
بازگشت
گفتگویی در مورد عدل خدا
عرش الهی (تحقیق دانشجویی)
هدف خلقت (تحقیق دانشجویی)
توضیحی در مورد جلسات شرح کتاب توحید صدوق
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (2)
جلسۀ اینترنتی شرح کتاب توحید صدوق
تامل در برخی عزاداریها
باید تسلیم باشیم
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (1)
مروری بر گذشته‌ها
تو رو چه به نت برو روضه!
جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم (ص)
حس‌گرایی
دلایلی برای بی‌اعتقادی
چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم؟
اهمیت عقیده
گفتگویی در رابطه با وجود و یگانگی خداوند
جایگاه عقل
آقا من خدا رو گم کردم!
هدایت به امر


 

 

 

تامل در برخی عزاداریها

19/12/1385

 
 
   

 

فرا رسیدن اربعین شهادت سالار شهیدان را تسلیت می‌گویم. مدتی است در تالار گفتگوی دانشجویان دانشکدۀ مجازی علوم حدیث بحثی  در مورد بیرون آوردن پیراهن در هنگام عزاداری آغاز و مطالب مفید و جالبی در موافقت یا مخالفت با این موضوع مطرح شده است. با توجه به اهمیت و حساسیت این بحث و از آنجا که برخی از دوستان با استناد به احادیث اهل بیت (علیهم‌السلام) از برخی رسوم و رفتارهای رایج در مراسم عزاداری دفاع کرده‌اند، به حکم وظیفه لازم دانستم اجمالا نکاتی را در این باره متذکر شوم.
از دلایل متعدد استفاده می‌شود که عزاداری سالار شهیدان یکی از سنتهای بزرگ اسلامی است که علاوه بر آثار و برکات معنوی، سلامت اجتماع و بقای اسلام حقیقی را نیز تضمین می‌کند. از همین دلایل استفاده می‌شود با وجود مذموم بودن بی‌تابی در عزاداری، به دلیل سنگینی این مصیبت و آثار معنوی و اجتماعی عزاداری سیدالشهدا، نه تنها بی‌تابی، بلکه وارد کردن لطمه به بدن در این مورد بی‌اشکال و بلکه ممدوح است.
با این وجود چند پرسش در این زمینه به ذهن می‌رسد:
آیا منظور از عزاداری،‌ از خود بی‌خود شدن و لطمه‌ زدنی که در این روایات مطرح شده است، رسوم و رفتارهایی ظاهری و تشریفاتی است یا اموری حقیقی و برخاسته از عشق و معرفت؟
آیا اعمالی که نشان‌‌دهندۀ عزاداری نیست و صرفا به صورت یک رسم و عادت درآمده و به تدریج در حال جایگزینی با عزاداری حقیقی است می‌تواند مصداق این روایات باشد؟
آیا هیچ قوم و گروهی را می‌توان سراغ گرفت که در سخت‌ترین مصیبتها دور هم جمع شوند و همه با هم پیراهنهای خود را بیرون بیاورند و به خود لطمه بزنند؟
آنچه در حال حاضر به عنوان یک سنت دینی مطرح می‌شود این است که افراد پیش از مطرح شدن مصیبت باید پیراهن خود را خارج کنند و بدن خود را عریان نمایند، در حالی که شاید تا پایان سینه‌زنی یک قطره اشک هم نریزند. آیا این شیوه موجب استحاله و انحراف عزاداری نمی‌شود؟
آیا می‌توان اعمالی مانند قمه زدن، زنجیر زدن، بلند کردن علامت و مانند آن را شیوه‌های مورد نظر و مورد عمل ائمه برای عزاداری دانست؟
اگر در آینده گروهی پیدا شود و کارهای دیگری را به عنوان نمادهای عزاداری ترویج کند، مثلا بگوید همه باید در خیابانها سینه‌خیز حرکت کنند، آیا در چنین مواردی هم می‌توان به احادیث استحباب لطمه زدن استناد کرد و مخالفان با چنین بدعتهایی را مخالف عزاداری به حساب آورد؟ آیا لازم نیست کمی به تاریخچۀ برخی از این نمادها و رسوم مراجعه کنیم و ببینیم این گونه عزاداری کردن از چه زمانی و توسط چه کسانی ترویج شده است؟
بهترین پاسخ برای پرسشهایی از این دست را می‌توان در حدیثی از امام باقر (علیه‌السلام) که در منابع معتبری چون اصول کافی، امالی صدوق و مانند آن نقل شده است به دست آورد:


عن جابر عن أبي‌جعفر الباقر (عليه‌السلام) قال: قلت له: إن قوما إذا ذكروا بشئ من القرآن أو حدثوا به صعق أحدهم حتى يرى أنه لو قطعت يداه و رجلاه لم‌يشعر بذلك. فقال: سبحان الله! ذاك من الشيطان، ما بهذا أمروا، إنما هو اللين و الرقة و الدمعة و الوجل.
جابر می‌گوید: به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کردم: گروهی هستند که هر گاه به یاد بخشی از آیات قرآن می‌افتند یا با آنان در این مورد سخن گفته شود یکی از آنان غش می‌کند، به‌گونه‌ای که به نظر می‌رسد اگر دستها و پاهای او قطع شود هم آن را احساس نمی‌کند. آن حضرت فرمود: سبحان الله! این کار از شیطان است! آنها به چنین کاری امر نشده‌اند. آنچه (به عنوان ویژگیهای مؤمنان در هنگام شنیدن و تلاوت قرآن) بیان شده است، صرفا نرمی، نازک‌دلی، اشک و ترس از خداست.


بارالها! دلهای ما را سرشار از عشق و معرفت خاندان پاک پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اعمال ما را دور از دستبرد شیطان و هوای نفس قرار ده.

 

برداشت شما(13)

باید تسلیم باشیم

22/11/1385

 
 
   

 

 

چند شب پیش گفتگوی مفصلی در مورد بعضی از مسائل دینی داشتم که در ضمن آن موضوع شکسته شدن نماز مسافر مطرح شد و بحث به مسئلۀ تعبد در احکام شرعی کشیده شد. بد نیست به عنوان جملۀ معترضه در بین بحثهای قبلی وبلاگ بخشهایی از این گفتگو را ملاحظه کنید.

****** : salam
****** : shabetoon bekhir
****** : khobid u
seyedhamidhosseini :
سلام
seyedhamidhosseini : ممنون
seyedhamidhosseini :
شب شما هم بخير
****** : : ye soal?
seyedhamidhosseini :
خواهش می‌کنم
****** : falsafeye namaz vase mosafer chiye?
****** : hatman bayad shekaste bekhone
seyedhamidhosseini :
بله حتما باید شکسته بخونه
seyedhamidhosseini : فلسفه‌ش دقیق ذکر نشده اما خوب می‌‌تونه یه جور ارفاق برای مسافر باشه
****** : yani age kamel khonde beshe az tarafe khodavand pazirifte nemishe
seyedhamidhosseini :
همین طوره، مهم اینه که ما تسلیم و تابع امر خدا باشیم
****** : joze ahkame khodavande
seyedhamidhosseini :
بله دقیقا
****** : masalan khodamo migam man be mosafereat miram namazam ro kamel mikhonam pas az tarafe khodavand mojazat misham
seyedhamidhosseini :
بله دیگه کسی که در برابر خدا و رسولش برای خودش حق قانون‌گذاری قائل میشه نباید مجازات بشه؟
****** : akhe chera bayad namaz ro shekaste khond
seyedhamidhosseini :
شما می‌دونید چرا نماز صبح دو رکعته؟

متن کامل گفتگو 

 

شما چی می‌گید؟(6)

فواید توجه به بحثهای اعتقادی (1)

13/11/1385

 
 
   

 

سخن به موضوع فواید بحث و بررسی در مورد اعتقادات رسید و قرار شد بخشی از این فواید را با هم مرور کنیم. مسلما آگاهی از این فواید می‌تواند ما را نسبت به باورها و اعتقاداتمان حساس‌تر و جدی‌تر کند و اندکی از سستی و غفلت ما نسبت به این موضوع مهم بکاهد.
بی‌تفاوت نبودن نسبت به موضوع اعتقادات و سرمایه‌گذاری و پیگیری در این زمینه دستاوردها و فواید زیادی را برای انسان در پی دارد. برخی از این فواید به این شرح است:
1. پاسخ به نیازی فطری
همان‌گونه که پیش از این اشاره شد، گرایش به حقیقت‌جویی و حس کنجکاوی، همۀ انسانها را وادار می‌کند موضوع اعتقادات را جدی بگیرند و در مورد اصول و کلیات عقاید، موضعی را جستجو کنند. در این میان ادعای ادیان الهی این است که کامل‌ترین و منطقی‌ترین پاسخها را به بزرگ‌ترین و زیربنایی‌ترین پرسشهای زندگی داده‌اند. مهم‌ترین فایدۀ پیگیری، مطالعه و تحقیق در مورد اعتقادات و بررسی ادعای ادیان، ارضای حس کنجکاوی و احترام و پاسخ مثبت به یک نیاز اساسی و انسانی است. بی‌توجهی به این نیاز مهم و سرکوب این میل طبیعی نتیجه‌ای جز احساس پوچی و افسردگی در پی ندارد.
حتی فیلسوف ملحدی چون راسل نیز به این حقیقت اعتراف می‌کند:
«من معتقدم وقتی که بمیرم، کاملا از بین خواهم رفت، و هیچ چیز از من باقی نخواهد ماند. من جوان نیستم، و عاشق زندگی هستم. اما از وحشتی که به‌خاطر فکر کردن به نابودی بر من غلبه مى‌کند، بر خود مى‌لرزم. مع‌هذا، نه سعادت، نه تفکر و نه دوست داشتن به این دلیل که جاودانی هستند، ارزش خود را از دست نمی‌‌دهند.»
انسان امروز تلاش می‌کند این خلأ را با اموری چون عشق، نفرت و هیجان پر کند. اما هر چه بیشتر در این مسیر حرکت می‌کند، نتیجۀ کمتری می‌گیرد. آمار شگفت‌‌انگیز جرم و جنایت و مشکلات روانی در دنیای پیشرفته و متمدن گویای همین حقیقت است.
شما هم اگر شواهدی بر فطری بودن این نیاز و لزوم پاسخگویی به آن سراغ دارید با مطرح کردن آن این بحث را کامل کنید.

 

نظر شما(5)

مروری بر گذشته‌ها

07/10/1385

 
 
   

 

باز هم همان مشکل و بهانۀ همیشگی موجب شد به‌روز رسانی وبلاگ با تاخیر فراوان مواجه شود. از این بابت عذرخواهی می‌کنم و امیدوارم دیگر سنگینی کارهای اجرایی و کوتاهی خودم موجب آشفتگی و بی‌نظمی وبلاگ نشود.

 

مدتها پیش بحث عقیده و اهمیت آن را با یادداشتی در این خصوص پیش کشیدم. بعد از آن طی یادداشتی با عنوان "چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم" تلاش کردم توجه خوانندگان عزیز را به اهمیت پیگیری مباحث اعتقادی جلب کنم. پس از آن در یادداشتی دیگر با عنوان "دلایلی برای بی‌اعتقادی" نمونه‌هایی از هجوم گستردۀ افکار انحرافی و شبهات اعتقادی ذکر شد تا علاوه بر روشن‌تر شدن میزان خطر، مبانی اصلی این افکار مشخص شود. همان‌جا گفتیم که همۀ این حرفها در دو نکته خلاصه می‌شود: یکی بی‌اعتباری امور نامحسوس و دیگری بی‌فایده بودن اعتقادات دینی. نکتۀ اول را در یادداشتی با عنوان "حس‌گرایی" به صورت اجمالی مورد بررسی قرار دادیم. اکنون نوبت پرداختن به نکتۀ دوم یعنی بی‌فایده بودن بحثهای اعتقادی و دینی است. خلاصۀ حرف بسیاری از افراد بی‌دین این است که خدا باشد یا نباشد، پیامبران بر حق باشند یا نباشند و آموزه‌های دینی صحیح باشد یا غلط ربطی به ما و زندگی ما ندارد. ما بر اساس آنچه عقل و وجدانمان تشخیص می‌دهد سعی می‌کنیم زندگی سالم و خوبی داشته باشیم و لزومی ندارد وقت خود را به بحثهای بی‌فایده و بی‌نتیجۀ دینی تلف کنیم. این افراد در واقع منکر وجود خدا و اعتقادات دینی نیستند اما از آنجا که این مباحث را بی‌فایده می‌دانند، از کنار این موضوعات بی‌تفاوت عبور می‌کنند.

شاید خود ما هم در مقیاسی وسیع‌تر به همین دلیل به سراغ بخشی از مباحث اعتقادی نمی‌رویم یا اگر با سؤال و شبهه‌ای مواجه شویم، انگیزۀ چندانی برای پیگیری آن نداریم. اینجاست که موضوع فایدۀ بررسی و تحقیق در مورد اعتقادات دینی مطرح می‌شود. بنابراین لازم است طی چند یادداشت به این موضوع بپردازیم. اما چه خوب است قبل از آن ابتدا شما فوایدی که برای پیگیری این‌گونه مباحث به ذهنتان می‌رسد را در بخش نظرات بنویسید تا زمینۀ بهتری برای ادامۀ بحث فراهم شود.

 

 

نظرات(13)

سایر صفحات وبلاگ : « 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  ...  »

 

 
صفحه اصلی
جلسات هفتگی توحید
ساختار کتاب توحید
بايگانی مطالب
ارتباط

پروفایل در کلوب
وبلاگ تـعـلـیـــــم
دانشکده مجازی
دانشکده علوم حدیث

لوگوی وبلاگ:

طراح: پیرمغان
نرم‌افزار: مسیرکمپ2

 

 
 
875