سکوت!
خلافت مردم
فتنه
آزمون انتخابات
تقلید خوب است یا بد؟
آیا هر کس شیعه نیست به جهنم می‌رود؟
اشتباهی در رابطه با شیطان
امامت و مردم‌سالاری
نقدی بر مهم‌ترین دلیل اهل سنت
بازگشت
گفتگویی در مورد عدل خدا
عرش الهی (تحقیق دانشجویی)
هدف خلقت (تحقیق دانشجویی)
توضیحی در مورد جلسات شرح کتاب توحید صدوق
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (2)
جلسۀ اینترنتی شرح کتاب توحید صدوق
تامل در برخی عزاداریها
باید تسلیم باشیم
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (1)
مروری بر گذشته‌ها
تو رو چه به نت برو روضه!
جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم (ص)
حس‌گرایی
دلایلی برای بی‌اعتقادی
چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم؟
اهمیت عقیده
گفتگویی در رابطه با وجود و یگانگی خداوند
جایگاه عقل
آقا من خدا رو گم کردم!
هدایت به امر


 

 

 

نقدی بر مهم‌ترین دلیل اهل سنت

27/04/1387

 
 
   

 

یکی از مهم‌ترین دلایل مخالفان خلافت بلافصل حضرت علی (علیه‌السلام)، همراهی نکردن اکثریت اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این موضوع و بیعت آنان با فردی دیگر است. آنان این سؤال را مطرح می‌کنند که چگونه ممکن است اکثریت قریب به اتفاق اصحاب پیامبر که همواره از آنان تعریف و تمجید شده است یک‌باره همه چیز را فراموش و جانشینی را که او تعیین کرده بود خانه‌نشین کنند. اهل سنت، اقلیت بودن معتقدان به نصب امیر مؤمنان را شاهدی بر اشتباه شیعه می‌دانند و می‌‌گویند: اگر واقعا پیامبر کسی را به عنوان جانشین خود تعیین کرده بود امکان نداشت اکثریت مسلمانانی که جان و مال خود را در راه آرمانهای پیامبر خدا فدا می‌کردند راه دیگری را انتخاب کنند.
در اینجا روایتی را از منابع معتبر و مورد قبول اهل سنت نقل می‌کنم تا میزان درستی این دلیل روشن شود.
همان‌گونه که می‌دانید اهل سنت کتاب جامعی را که بخاری گرد آورده است به عنوان معتبرین کتاب حدیثی شناخته و آن را صحیح نامیده‌اند. وی در باب الحوض این کتاب (جلد 7 صفحۀ 209) حدیثی را آورده است که ترجمۀ آن چنین است:
 «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفت: (در روز قیامت) در حالى كه من ايستاده‏ام گروهى مى‏آيند، تا اينكه آنان را مى‏شناسم، در همين هنگام مردى از بين من و آنان بيرون مى‏آيد و مى‏گويد: بيایيد.
مى‏گويم: به كجا؟ مى‏گويد: به خدا سوگند، به سوى آتش. مى‏گويم: چرا؟! مى‏گويد: آنان بعد از تو مرتد شدند و به قهقرا برگشتند. سپس گروهى ديگر مى‏آيند تا اينكه آنان را مى‏شناسم. مردى از بين من و آنان بيرون مى‏آيد و مى‏گويد: بيایيد. مى‏گويم: به كجا؟ مى‏گويد: به خدا سوگند، به سوى آتش. مى‏گويم: چرا؟ مى‏گويد: آنان پس از تو مرتد شدند و به قهقرا برگشتند. از آنان جز عده‏اى اندك، احدى رهايى نمى‏يابد.»

این حدیث به روشنی حکایت از ارتداد و انحراف اکثریت اصحاب پیامبر خدا پس از وفات آن حضرت دارد. البته بخاری چنین برداشتی از این روایت نداشته وگرنه هرگز آن را نقل نمی‌کرد. برخی از دانشمندان اهل سنت تلاش کرده‌اند گروهی از اعراب را که در دوران خلافت ابوبکر مرتد شدند و ابوبکر آنان را سرکوب کرد به عنوان مصداق این حدیث معرفی کنند. اما این توجیه با ظاهر روایت سازگار نیست؛ چرا که مشخص است منظور کسانی هستند که همراه پیامبر بوده‌اند و آن حضرت آنها را می‌شناخته است.
به هر حال مهم این نیست که امثال بخاری از این حدیث چه برداشتی داشته‌اند، بلکه مهم این است که آنان روایتی را نقل کرده‌اند که به تنهایی نشان از انحراف اکثریت دارد؛ چه رسد به جایی که دلایل فراوان دیگری را در کنار آن قرار دهیم که به وضوح از نصب جانشین برای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و مخالفت حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها) و برخی از اصحاب با جریان سقیفه سخن می‌گوید. البته این که چرا چنین اتفاقی افتاد و آیا این به معنی وجود نقص در رسالت پیامبر است یا نه موضوع دیگری است که باید جداگانه به آن پرداخت.

 

تحلیل شما چیست؟(74)

بازگشت

26/04/1387

 
 
   

 

 

ماهها است وبلاگی را که از نخستین روزهای ورود وبلاگ‌نویسی به کشور فعال شده بود به دلیل مشغله و تعهدات گوناگون به حال خود رها کرده‌ام. در این سالها وبلاگ کلام شرایط خوبی را برای آموختن، تدریس، تبلیغ، گفتگو و یافتن دوستانی جدید فراهم می‌ساخت؛ اما گستردگی و اهمیت دیگر مسئولیتها به حدی بود که اجازۀ پرداختن به آن را نمی‌داد.

میلاد مسعود حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) فرصتی را فراهم ساخت تا با مدد جستن از الطاف بی‌کران آن حضرت بار دیگر فرصتی را به وبلاگ‌نویسی اختصاص دهم. امیدوارم این توفیق که آن را بخشی از وظایف طلبگی در روزگار ارتباطات می‌دانم استمرار یابد و با همراهی و یاری خوانندگان خوب و بزرگوار بتوانیم همواره این صفحات را به عنوان مرکزی برای گفتگوی آزاد پیرامون باورها و اعتقادات خود، فعال و پویا نگه داریم.
این عید بزرگ را به همۀ حقیقت‌جویان عالم تبریک می‌گویم و به این مناسبت پست بعدی را به موضوع امامت و خلافت بلافصل آن حضرت اختصاص می‌دهم.

 

چه عجب!(4)

گفتگویی در مورد عدل خدا

06/08/1386

 
 
   

 

.

***********    salam aghaye hosseini
*********** :  haleton khobe
seyedhamidhosseini :  سلام علیکم
seyedhamidhosseini :  ممنونم
*********** :  vaght vase chand ta soale kocholo darid?
seyedhamidhosseini :  خواهش می‌کنم
*********** :  mikham dar morede adle khoda sohbat konam
seyedhamidhosseini :  بله
*********** :  mikhastam begam aya kesi ke dar sarzaine eslami motevalled mishe va be tore ersi mosalman mishe ba kesi ke dar sarzamine gheire eslami motevalled mishe va be tore ersi kafar mishe mage dar ebteda ba ham farghi darand?
seyedhamidhosseini :  نه
seyedhamidhosseini :  اگه صرفا ارثی باشه و هیچ معرفتی توش نباشه فرقی نداره
*********** :  baz belakhare kesi ke ersi mosalmon mishe be in vasete ye alaghe va marefati nesbat be eslam peida mikone
*********** :  dar soorati ke age hamin adam to belade gheire eslami be donya miomad shayad hich vaght be in marefat nemiresid

seyedhamidhosseini :  بله خوب این لطف خداست اما مسئولیت بیشتری هم میاره
seyedhamidhosseini :  خدا از هر کس به اندازه وسع و امکاناتی که بهش داده انتظار داره
*********** :  yani oon donya kafara nemitonan az khoda shekayat konand ke chera oona ro masalan to iran be donya nayovorde
seyedhamidhosseini :  نه
seyedhamidhosseini :  چون انتظاری که از او هست متفاوته
*********** :  masalan chi?
seyedhamidhosseini :  مثلا اگه پیامی از طرف عقل یا نماینده‌ای از اسلام به او رسیده چه برخوردی با اون داشته
seyedhamidhosseini :  چنین فردی با کمترین کار مثبت می‌تونه بزرگترین درجات رو به دست بیاره
*********** :  vali baz be vaseteye inke mardome atrafesh hame kafaran shayad oon hich vaght dar morede eslam fekre mosbati peida nakone
seyedhamidhosseini :  درسته
*********** :  khob?
seyedhamidhosseini :  اما به هر حال به همون چیزی که بهش رسیده مثلا پیام دین مسیح یا حتی پیام عقلش باید عمل کنه
*********** :  payame dine masih ke dochare tahrif shode
seyedhamidhosseini :  بله
*********** :  va amal behesh sahih nist
seyedhamidhosseini :  اما خوب بخشهای صحیحی هم داره
seyedhamidhosseini :  مهم اینه که آدم تسلیم چیزی باشه که اون رو از طرف خدا می‌دونه
seyedhamidhosseini :  و مطابق عقل و منطق تشخیص می‌ده
seyedhamidhosseini :  اگه این کار رو بکنه خدا خودش هدایت می‌کنه فرد رو
*********** :  vali ba hameye inha mishe goft ke khoda be bazi lotfe bishtari mikone ?
seyedhamidhosseini :  بله
seyedhamidhosseini :  اما لطف بیشتر به افراد به معنی ظلم به عده دیگه نیست
*********** :  chera khoda be bazi bishtar lotf mikone?
seyedhamidhosseini :  خوب اون مصلحت خودشه و می‌تونه برای مصالح بزرگتری در کل هستی باشه
*********** :  nemishe goft khoda be in dalil be ye edde lotf mikone ke az Ayandeye khob va kheire oona khabar dare
seyedhamidhosseini :  خوب همین هم می‌تونه بخشی از لطف خدا باشه
*********** :  yani kesaii ke morede lotfe khoda gharar migirand ayandeye roshantari dar pishe roo darand?
seyedhamidhosseini :  بله همین طوره
*********** :  yani az ebtedaye khelghat khoda midoone ke kodom bandeganesh khob va kodoma bad mishan
seyedhamidhosseini :  بله حتما
*********** :  pas age khoda az ebteda midoone ke ye edde gharare bad beshan pas chera oona ro be donya midone ya chera sarneveshteshono taghir nemide?
seyedhamidhosseini :  خدا می‌دونه چون فراتر از زمان و مکانه اما خوب و بد شدن انسان حتما باید با اختیار و انتخاب خودش باشه
*********** :  vali shoma dari migi ke ghabl az khelghat khoda az khobo bad bodane bandegan ettela dare
seyedhamidhosseini :  بله خدا می‌دونه که هر کس با انتخاب خودش به کجا می‌رسه
*********** :  pas chera masalan ye kari nemikone ke ooni ke to amrika gharare be donya biad , to iran be donya biado khob beshe
seyedhamidhosseini :  گفتم که خوب و بد شدن افراد به این که در کجا باشن نیست ممکنه کسی در آمریکا باشه و از ایرانیها خیلی خوب‌تر باشه
seyedhamidhosseini :  خدا به هر کس امکان انتخاب داده
*********** :  vali inke khoda barash entekhab kone kheili tasir gozare
seyedhamidhosseini :  اگه خدا انتخاب کنه که دیگه فایده‌ای نداره
seyedhamidhosseini :  مهم اینه که خود  انسان انتخاب کنه تا ارزش داشته باشه
*********** :  inke koja be donya biad ro migam
seyedhamidhosseini :  خدا هر کسی رو به نحوی امتحان می‌کنه تا ارزش انتخابهای افراد مشخص بشه
seyedhamidhosseini :  یکی رو با این که در آمریکا باشه و اونجا بتونه انتخاب خوبی بکنه
seyedhamidhosseini :  یکی رو هم در ایران
*********** :  taklife oonaii ke dar belade gheire eslami kafar mishan chie ...
seyedhamidhosseini :  تکلیفشون اینه که به حکم عقلشون عمل کنن
*********** :  ma chetor? ma ke mosalmon be donya omadim dalilesh in bode ke khoda az ayandeye ma agah bode va midoneste ke ma laieghe eslam hastim?
seyedhamidhosseini :  نه دلیلش این نیست
*********** :  chie?
seyedhamidhosseini :  خدا به هر دلیلی به ما لطف کرده و از اون طرف مسئولیت بیشتری از ما خواهد خواست و این طوری امتحان می‌شیم
*********** :  khob be che dalil be ma lotf karde?
seyedhamidhosseini :  مصلحتیه که خودش تشخیص داده
*********** :  az rahnamaiiton mamnoon
*********** :  lotf kardid
seyedhamidhosseini :  خواهش می‌کنم
seyedhamidhosseini :  موفق باشید
seyedhamidhosseini :  خدا نگهدار شما

 

نظر شما(33)

عرش الهی (تحقیق دانشجویی)

01/08/1386

 
 
   

 

يکي ديگر از موضوعاتي که به تناسب مباحث مطرح شده در روايات کتاب شريف توحيد صدوق (ره) در جلسات هفتگي شرح اين کتاب به بحث گذاشته شد،‌ موضوع "عرش الهي" بود. براي اين منظور تعدادي از دانشجويان عزيز شرکت‌کننده در اين جلسات تحقيقات و مطالعاتي را انجام داده و براي من ارسال کردند. ضمن تشکر از همه اين عزيزان، در اينجا مجموعه‌اي که خانم رقيه لطف خدايي از دانشجويان دانشکده مجازي علوم حديث جمع‌آوري و آماده کرده بودند را براي مطالعه خوانندگان گرامي تقديم مي‌کنم.

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿26﴾

خداى يكتا كه هيچ خدايى جز او نيست پروردگار عرش بزرگ است.(سوره نمل)

مقدمه:

از بررسی آیات و روایات می‌توان چنین گفت که دو واژه «کرسی» و «عرش» دارای مضامین مشابهی است و در برخی روایات نیز به تفاوت میان این دو پرداخته شده است. لذا در کنار بررسی معنای عرش، در موارد لزوم به بررسی معنای کرسی نیز خواهیم پرداخت. در متن قرآن کریم، کلمه «عرش» 28 بار و کلمه «کرسی» 2 بار تکرار شده است. این نکته نیز قابل تامل است که: برخی معتقدند، عرش و کرسی هر دو به معنی بلندی است، اما عرش بلندای بیشتری نسبت به کرسی دارد.

همچنین در قرآن کریم هر جا به عرش اشاره شده است قبل یا بعدش ذکر قدرت الهی نیز آمده است. در واقع میتوان اینگونه گفت که، عرش بلندی قدرت و کرسی بلندی علم است. (همیشه باید علم و قدرت در کنار هم قرار ‌گیرند تا مفید و کامل باشند.)

همانطور که با تأمل در روایات نیز به این معنا خواهیم رسید.

ادامه مطلب

 

نظر شما(3)

سایر صفحات وبلاگ : « 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  ...  »

 

 
صفحه اصلی
جلسات هفتگی توحید
ساختار کتاب توحید
بايگانی مطالب
ارتباط

پروفایل در کلوب
وبلاگ تـعـلـیـــــم
دانشکده مجازی
دانشکده علوم حدیث

لوگوی وبلاگ:

طراح: پیرمغان
نرم‌افزار: مسیرکمپ2

 

 
 
515