سکوت!
خلافت مردم
فتنه
آزمون انتخابات
تقلید خوب است یا بد؟
آیا هر کس شیعه نیست به جهنم می‌رود؟
اشتباهی در رابطه با شیطان
امامت و مردم‌سالاری
نقدی بر مهم‌ترین دلیل اهل سنت
بازگشت
گفتگویی در مورد عدل خدا
عرش الهی (تحقیق دانشجویی)
هدف خلقت (تحقیق دانشجویی)
توضیحی در مورد جلسات شرح کتاب توحید صدوق
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (2)
جلسۀ اینترنتی شرح کتاب توحید صدوق
تامل در برخی عزاداریها
باید تسلیم باشیم
فواید توجه به بحثهای اعتقادی (1)
مروری بر گذشته‌ها
تو رو چه به نت برو روضه!
جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم (ص)
حس‌گرایی
دلایلی برای بی‌اعتقادی
چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم؟
اهمیت عقیده
گفتگویی در رابطه با وجود و یگانگی خداوند
جایگاه عقل
آقا من خدا رو گم کردم!
هدایت به امر


 

 

 

آیا قرآن تحریف شده است؟

16/10/1384

 
 
   

 

 

يکی از موضوعاتی که هميشه در گفتگو ميان شيعيان و اهل سنت به عنوان موضوعی بحث‌انگيز و پيچيده مطرح می‌شود، موضوع اعتقاد شيعيان به تحريف قرآن است. اکنون که اين گفتگوها و ارتباطات از طريق اينترنت آسان‌تر و بيشتر شده، دائم به مواردی برمی‌خوريم که برخی از برادران اهل سنت اين موضوع را به ميان کشيده و از اين طريق به شيعيان انتقاد می‌کنند. بعضی از دوستان ما هم به علت نا‌آگاهی نمی‌توانند پاسخ مناسبی به اين انتقادات بدهند و متاسفانه گاهی به‌جای برخورد منطقی، به سخنان و شيوه‌های نامناسب رو می‌آورند. در اينجا تلاش می‌کنم به صورت بسيار گذرا و خلاصه به اين موضوع اشاره کنم.
بر اساس دلايل عقلي، تاريخی و نقلی، ترديدی نداريم که قرآن کريم (برخلاف کتابهای آسمانی قبلی) از هر گونه تحريف محفوظ مانده است. دلايل عقلی ضرورت بعثت انبيا به روشنی دلالت می‌کند که آخرين کتاب آسمانی که قرار است تا قيامت مبنای هدايت انسان باشد، بايد سالم و دست‌نخورده باقی بماند. تحدی (مبارز طلبیدن) و معجزه بودن کلمات قرآن هم به هيچ انسانی مجال نمی‌دهد که چيزی به اين جملات شگفت‌انگيز اضافه کند. خداوند هم به صراحت در قرآن اعلام کرده است که خودش قرآن را حفظ خواهد کرد. اهتمام ويژه مسلمانان به حفظ قرآن و حساسيت شديد آنها حتی به کلمات و حروف قرآن هم در طول تاريخ، ضامن مصونيت اين کتاب آسمانی از تحریف بوده است.
اما متاسفانه ما شاهديم که در گذشته گروهی از دانشمندان شيعه و بعضی از علمای اهل سنت معتقد به تحريف قرآن بوده‌اند و روايات زيادی نيز در اين زمينه نقل کرده‌اند. پس بايد توجه داشت که اعتقاد به تحريف قرآن منحصر به شيعيان نیست. اگر چه متاسفانه برخی از علمای بزرگ ما نيز جزو معتقدان به تحريف قرآن بوده‌اند. تا جايی که محدث نوری کتابی به نام فصل‌الخطاب نوشت و در آن صدها حديث مبنی بر کم شدن يا عوض شدن آيات و سوره‌های قرآن نقل کرد. اين موضوع سبب شده است که عيب‌جويان، فرصت بسيار مغتنمی پيدا کنند و شيعيان را به خاطر اين اعتقاد مذمت کنند. اين در حالی است که اين افراد کاملا در ميان دانشمندان شيعه در اقليتند و با پيشرفت دانشهايی چون علوم قرآن و علوم حديث، اکنون برای همه شيعيان مشخص شده که معتقدان به تحريف قرآن در اشتباهی بزرگ بوده‌اند.
عامل اصلی اين اشتباه، روايات زيادی است که در اين زمينه وارد شده است. اما توجه به چند نکته اين اشتباه را برطرف می‌کند:
۱. بسياری از احاديثی که در اين زمينه وارد شده، جعلی و ضعيف است. اين نکته با اندکی توجه به سند اين روايات کاملا مشخص می‌شود.
۲. احاديث معتبر و صحيحی که عامل اصلی اين کج‌فهمی شده، به هيچ وجه گويای تحريف لفظی قرآن نيست. بلکه در بخشی از آنها آمده که مخالفان اهل بيت، قرآن را تحريف کرده‌اند. منظور اين روايات، تحريف معنوی قرآن و برداشتهای نادرست از آيات آن است.
۳. در دسته پرتعدادی از اين روايات، الفاظی به عنوان تکميل آيات ذکر شده است. مثلا در مورد آيه مربوط به جريان عيد غدير در رواياتی آمده که اين آيه در اصل اين گونه بوده: «بلّغ ما انزل اليک فی علي». اين گونه روايات باعث شده عده‌ای گمان کنند قرآن تحريف شده است. در حالی که با دقت در نوع بيان روايات مشخص می‌شود که پيشوايان ما در صدد تفسير و بيان منظور آيات بوده‌اند و منظورشان تغيير يافتن لفظ آيات نبوده است.
۴. در بعضی روايات آمده است که پس از رحلت پيامبر اکرم (ص)، امام علی (ع) قرآن را جمع‌آوری کردند ولی مسلمانان قرآن ايشان را نپذيرفتند و آن قرآن که قرآن اصلی است نزد امام زمان (ع) باقی مانده و با ظهور آن حضرت، منتشر خواهد شد. بر همين اساس گروهی گمان کرده‌اند که قرآن اصلی با اين قرآنی که اکنون در اختيار ماست تفاوت دارد. اين در حالی است که با دقت در اين روايات مشخص می‌شود خصوصيت مهم قرآن امام علی (ع) اين بوده که در کنار هر آيه، شأن نزول و تفسير و تأويل آن آيه را هم نوشته بودند. در حالی که در قرآنهای معمولی چنين حقايقی درج نشده است. اما يقينا متن آن قرآن با قرآنهايی که اکنون در اختيار مسلمانان است هيچ تفاوتی نداشته و ندارد.
۵. اگر رواياتی وجود دارد که در ظاهر، از تحريف قرآن سخن می‌گويد، بايد توجه داشت که روايات معتبرتر و بيشتری از امامان معصوم (ع) در اختيار داريم که ايشان همين قرآن را معتبر، دست‌نخورده و حجت می‌دانند.

 

نظر شما؟(18)

امیدبخش‌ترین آیۀ قرآن

27/09/1384

 
 
   

 

 

در تفسیر فرات از بشر بن شریح نقل شده که می‌گوید: روزی از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: «امیدبخش‌ترین آیه قرآن کدام آیه است؟» حضرت فرمود: «اطرافیان شما در این باره چه نظری دارند؟» گفتم: «آنها معتقدند آیه "یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله" (ای بندگان من که بر نفس خویش اسراف کرده‌اند از رحمت خدا ناامید مباشید) امیدوارکننده‌ترین آیه قرآن است.» حضرت فرمود: «اما ما اهل بیت چنین اعتقادی نداریم.» پرسیدم:«پس نظر شما در این مورد چیست؟» فرمود: «آیه "ولسوف یعطیک ربک فترضی" (و پروردگارت آن‌قدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی) امیدبخش‌ترین آیه قرآن است. و منظور از آن شفاعت است. به خدا قسم شفاعت! به خدا قسم شفاعت!»
همان‌گونه که مرحوم علامه طباطبایی نیز در تفسیر گرانقدر المیزان به خوبی بیان داشته‌اند، دلیل ترجیح آیه دوم بر آیه "لاتقنطوا" این است که در ادامه این آیه، شرط برخورداری از آن رحمت واسعه، توبه و تسلیم و عمل نیک اعلام شده است ولی در آیه مربوط به شفاعت، هیچ قید و شرطی جز رضایت پیامبر مهربانی و رحمت وجود ندارد.
شفاعت یکی از اصول مسلم اعتقادی است که در آیات زیادی از قرآن و احادیث فراوانی از پیشوایان دین مورد تاکید قرار گرفته است. بر اساس این اصل، گناهکارانی که اهل عناد و استکبار نبوده‌اند و بر اثر غفلت و کوتاهی، مستحق عذاب شده‌اند، با وساطت کسانی که واسطه همه فیوضات و هدایتهایند، مورد لطف و بخشش الهی قرار می‌گیرند. و از آنجا که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فردی بی‌نهایت دلسوز و مهربان بوده‌اند، ما مطمئنیم که ایشان هرگز به عذاب و به جهنم افتادن پیروان و دوستان خود رضایت نخواهند داد. پس این آیه می‌تواند بیشترین امید و دل‌خوشی را برای ما به ارمغان آورد. تنها نکته‌ای که باید مراقب و نگران آن باشیم این است که تلاش کنیم گناه و غفلت، به تدریج ما را از جرگه پیروان و محبان آن حضرت خارج نکند.

 

ببینید و قضاوت کنید(23)

هدف از آفرینش

18/09/1384

 
 
   

 

 

يکی از پرسش‌هایی که برای بسیاری از افراد مطرح است و اخیرا یکی از خوانندگان محترم نیز با من در میان گذاشته‌اند، موضوع هدف خداوند از آفرینش موجودات و به ویژه هدف از آفرینش انسان است. معمولا در پاسخ به این پرسش گفته می‌شود: هدف، به کمال رساندن انسان است و این منظور تنها از راه عبادت و معرفت حاصل می‌شود. این پاسخ، بلافاصله پرسش دیگری را در ذهن ایجاد می‌کند: مگر خداوند بی‌نیاز مطلق نیست؟ پس او چه نیازی به عبادت و یا کمال انسان دارد؟
به نظر می‌رسد پرسش دوم که به حق هم مطرح شده، ناشی از نوعی بی‌دقتی در پاسخ به پرسش اول است. پاسخ دقیق به این دو پرسش نیازمند بیان مقدماتی نسبتا طولانی است که شاید در حوصله‌ خوانندگان محترم نباشد. در اینجا سعی می‌کنم پاسخی کوتاه و مختصر ارائه کنم و در صورت وجود هر گونه ابهام و یا پرسش جدید، توضیح بیش‌تری را ارائه خواهم داد.
وقتی سخن از هدفمند و حکیمانه بودن کار یک فرد به میان می‌آید، در واقع باید دو نوع هدف برای او در نظر گرفته شود تا کار او بی‌هدف و سفیهانه نباشد. یک هدف، آن مقصود و منظوری است که انجام دهنده‌ کار به دنبال رسیدن به آن است. مثلا وقتی کسی مشغول ساختن یک ساختمان می‌شود، تنها در صورتی کارش حکیمانه است که هدف عاقلانه‌ای را در نظر داشته و به دنبال چيزی باشد که عقل، اين زحمات را برای رسيدن به آن قابل توجيه بداند. به اين هدف اصطلاحا هدف فاعل می‌گویند. داشتن چنین هدفی اگر چه فرد را حکيم معرفی می‌کند؛ ولی به هر حال نشان‌دهنده‌ نقص و نیاز آن فرد است. زيرا بدين معناست که او با انجام آن کار، به دنبال به دست آوردن منفعت و یا چیزی است که آن را دارا نيست.
اما برای هدفمند و عاقلانه بودن کار، یک هدف دیگر نیز لازم است. چراکه وقتی می‌توان کاری را حکیمانه دانست که علاوه بر داشتن هدف فاعلی، به گونه‌ای انجام شود که نتیجه و دست‌آورد مورد پذیرشی نیز داشته باشد. مثلا آن سازنده‌ ساختمان، باید ساختمان را به گونه‌ای بسازد که هدفی مثل سکونت و زندگی در آن را تأمین کند و اگر خانه را به گونه‌ای بسازد که کسی نتواند وارد آن شود، باز هم کار او را سفيهانه خواهند دانست. به این هدف، اصطلاحا هدف فعل گفته می‌شود.
اکنون اگر این پرسش را در رابطه با خداوند مطرح کنیم و بگوییم هدف خداوند از آفرینش (که کار اوست) چیست، چه پاسخی برای آن داریم؟ شکی نیست که خداوند، وجود مطلق، بی‌نهایت و بی‌نیازی است که هیچ چیزی خارج از ذات او تصور نمی‌شود و هیچ خیری نمی‌توان یافت که او نداشته و با انجام کاری به دنبال رسیدن به آن باشد. بنا بر این، هدف خداوند از آفرینش انسان را در جایی خارج از ذات او نمی‌توان جستجو کرد. اکنون پرسش این است که کدام هدف در ذات خداوند است که موجب آفرینش مخلوقات می‌شود؟ پاسخ این است که ذات خداوند، ذات فیاض و مهربانی است که هیچ گونه منع و بخلی در آن راه ندارد. همین صفت فیاض و وجودبخش بودن است که موجب آفرینش همه‌ ممکنات می‌شود. پس هدف فاعلی خداوند، چیزی جز ذات فیاض او نیست. و اگر کسی بگويد هدف خداوند از آفرينش، رساندن انسان به کمال بوده است، و منظور او هدف فاعلی خدا باشد، کاملا به بی‌راهه رفته است.
اما اين که می‌بينيم در متون دينی، هدف از آفرينش انسان را عبادت، معرفت و کمال معرفی کرده‌اند، منظور، هدف فعل خداوند است. يعنی آنچه توقع می‌رود اين مخلوق داشته باشد و برای رسيدن به آن آفريده شده، کمال است.
با توجه به آنچه گفته شد مشخص می‌شود که خداوند با آفرينش مخلوقات به هدف خود که مهربانی و فياضيت بوده رسيده است و اگر جمله‌ی کائنات کافر گردند، بر دامن کبرياش ننشيند گرد. البته انسان هم به گونه‌ای آفريده شده است که امکان رسيدن به کمال بی‌نهايت کاملا در اختيار اوست و گروهی از انسان‌ها به اين کمال نهايی خواهند رسيد.

 

نظر شما چیست؟(27)

گفتگویی در مورد اختیار و هدف آفرینش

11/09/1384

 
 
   

 

بالاخره بعد از مدتها گرفتاری و مشغله سنگین برای راه‌اندازی دانشکده مجازی علوم حدیث، اولین دوره این دانشکده آغاز شد و مراسم افتتاحیه‌اش نیز برگزار شد. اگر چه هنوز هم کار و گرفتاری زیادی در این رابطه وجود دارد ولی احساس می‌کنم بیش از این مقدار نمی‌توانم وبلاگ کلام را متوقف نگه دارم و راستش دلم برای فضای اینجا خیلی تنگ شده است. لذا تصمیم گرفتم بار دیگر وبلاگ‌نویسی را در کنار همه کارهای دیگر از سر بگیرم و رابطه و فضای خوبی که با همکاری و لطف شما خوانندگان عزیز ایجاد شده بود را از دست ندهم. ضمن عذرخواهی مجدد بابت این تاخیر طولانی، امیدوارم این بار بتوانم با لطف و کمک خداوند متعال زود به زود وبلاگ را به‌روز کنم و از یاری شما نیز در این راه بی‌بهره نباشم.

یکی از طرحهایی که در این مدت به ذهنم رسیده و فکر می‌کنم تا حدودی فاصله‌های به‌روز رسانی وبلاگ را کم کند، این است که قسمتهایی از گفتگوهای اعتقادی خوانندگان و دوستانی که از طریق پیام‌رسان یاهو با من صحبت می‌کنند را برای استفاده و اظهار نظر شما بزرگواران در وبلاگ قرار دهم. برای این نوبت گفتگویی که چند شب پیش در رابطه با موضوع جبر و اختیار و هدف آفرینش داشتیم را عینا نقل می‌کنم. امیدوارم به‌زودی بتوانم به تعدادی از پرسشهایی که در این مدت مطرح شده و هنوز نرسیده‌ام به آنها پاسخ بگویم نیز بپردازم و پاسخ این عزیزان را نیز در همین صفحه تقدیم کنم.

************: salam
seyedhamidhosseini: سلام
************: shabetoon be kheir bashe
seyedhamidhosseini: شب شما هم بخير
seyedhamidhosseini: ممنونم
************: bebakhshid mitoonam chand min vaghtetoono begiram
seyedhamidhosseini: خواهش مي کنم
seyedhamidhosseini: بفرماييد در خدمتم
***********: in ke migan har kasi ye ghesmati dare yani chi?
seyedhamidhosseini: شايد منظورشون اينه که تقدير هر کس نزد خدا مشخص است
************: yani khodemoon bi tasirim dar dar neveshtemoon?
seyedhamidhosseini: نه
************: sarnevesht
seyedhamidhosseini: معنيش اين نيست
seyedhamidhosseini: ما هم جزو عواملي هستيم که تاثير داريم در سرنوشتمون
seyedhamidhosseini: ولي همه چيز به دست ما نيست
************: vali har chi bekhaim beshim ya har kari bekhaim bekonim on akharesho khoda taiin mikone
************: doroste?

ادامه گفتگو

 

 

طرح خوبیه؟(11)

سایر صفحات وبلاگ : « 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  ...  »

 

 
صفحه اصلی
جلسات هفتگی توحید
ساختار کتاب توحید
بايگانی مطالب
ارتباط

پروفایل در کلوب
وبلاگ تـعـلـیـــــم
دانشکده مجازی
دانشکده علوم حدیث

لوگوی وبلاگ:

طراح: پیرمغان
نرم‌افزار: مسیرکمپ2

 

 
 
593