تامل در برخی عزاداریها

19/12/1385

 
 
   

 

فرا رسیدن اربعین شهادت سالار شهیدان را تسلیت می‌گویم. مدتی است در تالار گفتگوی دانشجویان دانشکدۀ مجازی علوم حدیث بحثی  در مورد بیرون آوردن پیراهن در هنگام عزاداری آغاز و مطالب مفید و جالبی در موافقت یا مخالفت با این موضوع مطرح شده است. با توجه به اهمیت و حساسیت این بحث و از آنجا که برخی از دوستان با استناد به احادیث اهل بیت (علیهم‌السلام) از برخی رسوم و رفتارهای رایج در مراسم عزاداری دفاع کرده‌اند، به حکم وظیفه لازم دانستم اجمالا نکاتی را در این باره متذکر شوم.
از دلایل متعدد استفاده می‌شود که عزاداری سالار شهیدان یکی از سنتهای بزرگ اسلامی است که علاوه بر آثار و برکات معنوی، سلامت اجتماع و بقای اسلام حقیقی را نیز تضمین می‌کند. از همین دلایل استفاده می‌شود با وجود مذموم بودن بی‌تابی در عزاداری، به دلیل سنگینی این مصیبت و آثار معنوی و اجتماعی عزاداری سیدالشهدا، نه تنها بی‌تابی، بلکه وارد کردن لطمه به بدن در این مورد بی‌اشکال و بلکه ممدوح است.
با این وجود چند پرسش در این زمینه به ذهن می‌رسد:
آیا منظور از عزاداری،‌ از خود بی‌خود شدن و لطمه‌ زدنی که در این روایات مطرح شده است، رسوم و رفتارهایی ظاهری و تشریفاتی است یا اموری حقیقی و برخاسته از عشق و معرفت؟
آیا اعمالی که نشان‌‌دهندۀ عزاداری نیست و صرفا به صورت یک رسم و عادت درآمده و به تدریج در حال جایگزینی با عزاداری حقیقی است می‌تواند مصداق این روایات باشد؟
آیا هیچ قوم و گروهی را می‌توان سراغ گرفت که در سخت‌ترین مصیبتها دور هم جمع شوند و همه با هم پیراهنهای خود را بیرون بیاورند و به خود لطمه بزنند؟
آنچه در حال حاضر به عنوان یک سنت دینی مطرح می‌شود این است که افراد پیش از مطرح شدن مصیبت باید پیراهن خود را خارج کنند و بدن خود را عریان نمایند، در حالی که شاید تا پایان سینه‌زنی یک قطره اشک هم نریزند. آیا این شیوه موجب استحاله و انحراف عزاداری نمی‌شود؟
آیا می‌توان اعمالی مانند قمه زدن، زنجیر زدن، بلند کردن علامت و مانند آن را شیوه‌های مورد نظر و مورد عمل ائمه برای عزاداری دانست؟
اگر در آینده گروهی پیدا شود و کارهای دیگری را به عنوان نمادهای عزاداری ترویج کند، مثلا بگوید همه باید در خیابانها سینه‌خیز حرکت کنند، آیا در چنین مواردی هم می‌توان به احادیث استحباب لطمه زدن استناد کرد و مخالفان با چنین بدعتهایی را مخالف عزاداری به حساب آورد؟ آیا لازم نیست کمی به تاریخچۀ برخی از این نمادها و رسوم مراجعه کنیم و ببینیم این گونه عزاداری کردن از چه زمانی و توسط چه کسانی ترویج شده است؟
بهترین پاسخ برای پرسشهایی از این دست را می‌توان در حدیثی از امام باقر (علیه‌السلام) که در منابع معتبری چون اصول کافی، امالی صدوق و مانند آن نقل شده است به دست آورد:


عن جابر عن أبي‌جعفر الباقر (عليه‌السلام) قال: قلت له: إن قوما إذا ذكروا بشئ من القرآن أو حدثوا به صعق أحدهم حتى يرى أنه لو قطعت يداه و رجلاه لم‌يشعر بذلك. فقال: سبحان الله! ذاك من الشيطان، ما بهذا أمروا، إنما هو اللين و الرقة و الدمعة و الوجل.
جابر می‌گوید: به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کردم: گروهی هستند که هر گاه به یاد بخشی از آیات قرآن می‌افتند یا با آنان در این مورد سخن گفته شود یکی از آنان غش می‌کند، به‌گونه‌ای که به نظر می‌رسد اگر دستها و پاهای او قطع شود هم آن را احساس نمی‌کند. آن حضرت فرمود: سبحان الله! این کار از شیطان است! آنها به چنین کاری امر نشده‌اند. آنچه (به عنوان ویژگیهای مؤمنان در هنگام شنیدن و تلاوت قرآن) بیان شده است، صرفا نرمی، نازک‌دلی، اشک و ترس از خداست.


بارالها! دلهای ما را سرشار از عشق و معرفت خاندان پاک پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اعمال ما را دور از دستبرد شیطان و هوای نفس قرار ده.

 

برداشت شما(13)

 

 
صفحه اصلی
جلسات هفتگی توحید
ساختار کتاب توحید
بايگانی مطالب
ارتباط

پروفایل در کلوب
وبلاگ تـعـلـیـــــم
دانشکده مجازی
دانشکده علوم حدیث
طراح: پیرمغان
نرم‌افزار: مسیرکمپ2

 

 
 
235