باز هم همان مشکل و بهانۀ همیشگی موجب شد بهروز رسانی وبلاگ با تاخیر فراوان مواجه شود. از این بابت عذرخواهی میکنم و امیدوارم دیگر سنگینی کارهای اجرایی و کوتاهی خودم موجب آشفتگی و بینظمی وبلاگ نشود.

مدتها پیش بحث عقیده و اهمیت آن را با یادداشتی در این خصوص پیش کشیدم. بعد از آن طی یادداشتی با عنوان "چرا باید وقت خود را صرف اعتقادات کنیم" تلاش کردم توجه خوانندگان عزیز را به اهمیت پیگیری مباحث اعتقادی جلب کنم. پس از آن در یادداشتی دیگر با عنوان "دلایلی برای بیاعتقادی" نمونههایی از هجوم گستردۀ افکار انحرافی و شبهات اعتقادی ذکر شد تا علاوه بر روشنتر شدن میزان خطر، مبانی اصلی این افکار مشخص شود. همانجا گفتیم که همۀ این حرفها در دو نکته خلاصه میشود: یکی بیاعتباری امور نامحسوس و دیگری بیفایده بودن اعتقادات دینی. نکتۀ اول را در یادداشتی با عنوان "حسگرایی" به صورت اجمالی مورد بررسی قرار دادیم. اکنون نوبت پرداختن به نکتۀ دوم یعنی بیفایده بودن بحثهای اعتقادی و دینی است. خلاصۀ حرف بسیاری از افراد بیدین این است که خدا باشد یا نباشد، پیامبران بر حق باشند یا نباشند و آموزههای دینی صحیح باشد یا غلط ربطی به ما و زندگی ما ندارد. ما بر اساس آنچه عقل و وجدانمان تشخیص میدهد سعی میکنیم زندگی سالم و خوبی داشته باشیم و لزومی ندارد وقت خود را به بحثهای بیفایده و بینتیجۀ دینی تلف کنیم. این افراد در واقع منکر وجود خدا و اعتقادات دینی نیستند اما از آنجا که این مباحث را بیفایده میدانند، از کنار این موضوعات بیتفاوت عبور میکنند.
شاید خود ما هم در مقیاسی وسیعتر به همین دلیل به سراغ بخشی از مباحث اعتقادی نمیرویم یا اگر با سؤال و شبههای مواجه شویم، انگیزۀ چندانی برای پیگیری آن نداریم. اینجاست که موضوع فایدۀ بررسی و تحقیق در مورد اعتقادات دینی مطرح میشود. بنابراین لازم است طی چند یادداشت به این موضوع بپردازیم. اما چه خوب است قبل از آن ابتدا شما فوایدی که برای پیگیری اینگونه مباحث به ذهنتان میرسد را در بخش نظرات بنویسید تا زمینۀ بهتری برای ادامۀ بحث فراهم شود.